منتظر القائم

متن مرتبط با «ساعات عمر من» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

دلتنگی های من برای پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - دلتنگی های من برای پدر .... دلتنگی های من برای پدر .... بــاز دلتنــــــــــــگ و بی قــــــــــــرارمxa0 .و بــاز دلـــم به وسعــــــــــــــــــــتxa0سیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــتxa0با چشمــانی بارونــــــــــــ...

    ادامه مطلب
  • من همان دختر دیروزم ...

  • نیلوبلاگ

    ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ هایﻭﺟﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﺑﺮﺍﻱ ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﻭﻗﻔﻪ،ﺑﻴﺨﻴﺎﻟﻲ ﻫﺎﻱ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ،ﻧﺎﺯ ﻭ ﻛﺮﺷﻤﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻭ ﺁﻳﻨﻪﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﻲ ﺩﻟﻴﻞ،ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕﻣﻬﺎﺭ ﻧﺸﺪﻧﻲ،ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ،ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺯﻙ ﻧﺎﺭﻧﺠﻲﺩﺭﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺑﻲ ﻫﻮﺍ ﺍﻳﻦﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ !ﭼﻪ ﻗﺪﻱ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﻃﺎﻗﺘﻢ !ﺿﺮﺑﺎﻫﻨﮓ ﻗﻠﺒﻢ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡﻭ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻣﻴﺰﻧﺪ !ﭼﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺍﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﻭﺯﻱ،ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ...

    ادامه مطلب
  • تولد نور ...یا ضامن اهو

  • نیلوبلاگ

    مثل کبوتران شما گرچه می پرمآنها کبوترند و من از جنس دیگرمدیوارها فضای دلم را گرفته انددیگر هوای پرزدن افتاده از سرماین شهر بسته بال مرا؛ این حصارهاتا آسمان کشیده شده در برابرمگاهی برای بال زدن، آسمان کم استیا صحن قدس باید و یا گنبد حرمآقای من! ببخش اگر بال من شکستبر من مگیر خرده اگر کم میاورماین روز...

    ادامه مطلب
  • آسمان دل من ...

  • نیلوبلاگ

    آسمان دل غربتکده ام بارانی ست ابری ام دیده ی ماتم زده ام بارانی ست مثل پروانه دلم دربه در سوختن است گریه ی شمع همه زیر سر سوختن است این چه داغیست که جان همه را سوزانده است در دل قبر دل فاطمه را سوزانده است این چه دردیست که تا یاد غمش می افتم مثل خس در گذر باد غمش می افتم در هوایش که به من نام معلق ب...

    ادامه مطلب
  • من گریه میریزم ....

  • نیلوبلاگ

    من گریه می ریزم به پای جاده ات، تاxa0 آئینه کاری کرده باشم مقدمت را اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟ ای پاسخ آدینه های پر معمّا بی تو سرودیم آنچه باید می سرودیم یعنی در آوردیم بابای غزل را حتمّی ِ بی چون و چرای سبز برگرد... راحت شویم از دست اما و اگرها آب و هوای خیمه ی سبزت چگونه است؟ اینجا گهی سرد است و گا...

    ادامه مطلب
  • آسمان مال من است ....

  • نیلوبلاگ

    شعر او زیبا بود،شعر من تکرار است... xa0 جرم من تقلید است،لا اقل حرف دل است، خوبxa0 xa0 میدانم که سهراب مرا میبخشد، آخر او حرف دلش راxa0 xa0 زد ورفت،حرف من جا مانده... xa0 پس چنین میگویم: xa0 اهل شعرم،اهل تنهایی ودرد،پیشه ام فریادxa0 xa0 است،کاسبم...کاسب دل،صادراتم شادی،وارداتم غمxa0 xa0 ودل،دوستانی دارم سردتر از سردی برف،گاه گاهیxa0 xa0 یخشان میشکند،گاه گاهی دلشان میسوزد ولی ازxa0 xa0 روی ترحم...سرزمینی دارم،مردمانش همهxa0 xa0 دوست...ولی از روی ریا...خنده ام میگیرد!!! xa0 مردمانشxa0همه دلمرده......

    ادامه مطلب
  • من خدا هستم و همیشه هستم ..

  • نیلوبلاگ

    در روياهايم ديدم که با خدا گفت و گو مي کنم. خدا پرسيد:پس تو مي خواهي با من گفت و گو کني؟من در پاسخش گفتم:اگر وقت داريد.خدا خنديد و گفت: وقت من بي نهايت است.در ذهنت چيست که مي خواهي از من بپرسي؟پرسيدم:چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟خدا پاسخ داد:کودکي شان.اينکه آنها از کودکي شان خسته مي شوند،عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها ، آرزو مي کنند که کودک باشند ...اينکه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست...

    ادامه مطلب
  • من از تراب غدیرم ...

  • نیلوبلاگ

    تو ای صفای ضمیرم ! چرا نمی آیی ؟ چرا بهانه نگیرم ؟ چرا نمی آیی ؟ اگر حجاب ظهورت وجود تار من است خدا کند که بمیرم ! چرا نمی آیی؟ تو امر کن سر خود را بدست می گیرم ببین چقدر دلیرم چرا نمی آیی ؟ میان خلقت من با گل تو رابطه ای است من از تراب غدیرم ، چرا نمی آیی ؟ هوای دیدن سرداب غیبتت دارم به این رواق اسیرم ، چرا نمی آیی ؟ اگر چه نیست مرا قوتی چنان گردو به صرف نان و پنیرم چرا نمی آیی ؟...

    ادامه مطلب
  • ساعات عمر من

  • نیلوبلاگ

    ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت دست مرا بگیرکه آب ازسرم گذشت مانند مرده ای متحرک شدم بیا بی تو تمام زندگی ام درعدم گذشت می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت دنیاکه هیچ ،جرعه ی آبی که خورده ام از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ام از خیر شعرگفتن حتی قلم گذشت تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت مولا، شمار درد دلم بی نهایت است تعداد درد من به خدا از رقم گذشت حالا برای لحظه ای آرام می شوم ساعات خوب زندگی ام دربدر گ...

    ادامه مطلب