منتظر القائم

متن مرتبط با «صحنه جنگ حضرت عباس» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

ناز این دلبر ...عباس

  • نیلوبلاگ

    ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد نمک عشق ِ اباالفضل چشیدن دارد تیغ کافیست، ترنج از سرراهم بردار مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا صحن بین الحرمین ست دویدن دارد حق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد اضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست بی علمدارشدن، رنگ پریدن دارد سربازار نباید به تو می خندیدند جگر ِ گریه گریبان دریدن دارد اشکهایت سرنی حرفِ دلِ زینب بود مگر این چادر پر وصله خریدن دارد...

    ادامه مطلب
  • جنگ یعنی چه ...

  • نیلوبلاگ

    چگونه با تو بگويم كه جنگ يعني چه؟جدال آينه با تخته سنگ يعني چه؟سكوت، دين بزرگي به گردنم شده استچگونه با تو نگويم تفنگ يعني چه؟تمام بچگي تو تفنگ بازي بودكسي نگفت به من"بنگ بنگ" يعني چه؟و ما هنوز نفهميدهايم باوركنكه فرق بين قشنگ و فشنگ يعني چه؟مگر شراب بهشتي به من چه خواهد كردشهيد شهد شهادت، شرنگ يعني چه؟و من پس از تو چه كردم؟ خودم نميدانمتو ميدويدي و من پاي لنگ يعني چه؟زمان معطل تو بود و تو معطل من!درست وقت دويدن، درنگ يعني چه؟مگر كه اين غل و زنجير بهتر از مرگ استبدون بيشه و جنگل، پلنگ يعني چه؟و من به بچهي خود ياد ميدهم روزيبد...

    ادامه مطلب
  • صحنه جنگ...

  • نیلوبلاگ

    خيابان، دوربين و آب و قرآن ... اولين برداشتكسي در صحنه خم شد، ساك خود را از زمين برداشتتريبونها پر از احساس، رفتن را هجي كردندتمام شهر را آوازهاي آتشين برداشتبيا «اي لشكر صاحب زمان آماده باش ...» اكنونوطن يا دين؟ براي هر دو بايد تيغ كين برداشتدر اينجا صحنه دوم، غبار و خون و باروت استكلاش كهنه را بازيگر ما با يقين برداشتدلش در بند بود و بند پوتين خودش را بستقدمهاي خودش را عاشقانه تا كمين برداشتشروع جلوه ويژه: شب و مين، كاوش و... ميريختاناري دانه دانه، خون خود را روي اين برداشتاناري دانه دانه بسته شد، مردي كبوتر شدولي در پشت جبهه مادري تا خورد، ...

    ادامه مطلب