منتظر القائم

متن مرتبط با «پاییز هم آمد» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

ماجرای پیاده میشم اینجا ...همین بغل لطفا

  • نیلوبلاگ

    پیاده میشم اینجا ...همین بغل لطفا در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «پیاده میشم اینجا ...همین بغل لطفا» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  ...

    ادامه مطلب
  • پیاده میشم اینجا ...همین بغل لطفا

  • نیلوبلاگ

    برای شادی روحم ..کمی غزل ،لطفادلم پر از درد و غم است ..راه حل، لطفاهمیشه کام مرا تلخ میکند دنیا ..به قدر تلخی دنیاتان ..عسل ،لطفامرا به حال خودم ول کنید آآآدم ها...فقط برای یک دم ...گریه لااقل ،لطف...

    ادامه مطلب
  • بي روي تو از آمده و نآمده سيريم

  • نیلوبلاگ

    بي روي تو از آمده و نآمده سيريم چون پنجره در پنجه ي ديوار اسيريم سهل است دل ساده ي مان را بسپاريم سخت است دلي را که سپرديم بگيريم اين شوق نه امروز پديد آمده در ما ما منتظر مقدمت از روز غديريم اينک نه ...

    ادامه مطلب
  • ماه مهمونی خدا ...

  • نیلوبلاگ

    مهمونی رفتنِ گدا پیش خدا لیاقتهیه بار دیگه پیش خدا بشی گدا سعادته هر کی بودی، هرکی شدی اگه دوباره اومدی خدا رو شاهد می گیرم شک نکنی عنایته...

    ادامه مطلب
  • هم نفسم

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - هم نفسم هم نفسم “هم نفسم”امشب شب تولد توست !شبی که ستاره ایی به آسمان زندگیت افزوده می شود ،ستاره ایی که می تواند همانند نقطه عطفی در زندگیت بدرخشد و نورانی تر از تمامی ستارگان شود .“عشقم”سوسوی ستارگان آسمان در التهاب آمدن توستآمدی و آسمان و زمین را برایم بهشت کردیتنها ستاره ی آسمان قلبم “تولدت مبارک” ...

    ادامه مطلب
  • هم نفسم

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - هم نفسم هم نفسم “هم نفسم”امشب شب تولد توست !شبی که ستاره ایی به آسمان زندگیت افزوده می شود ،ستاره ایی که می تواند همانند نقطه عطفی در زندگیت بدرخشد و نورانی تر از تمامی ستارگان شود .“عشقم”سوسوی ستارگان آسمان در التهاب آمدن توستآمدی و آسمان و زمین را برایم بهشت کردیتنها ستاره ی آسمان قلبم “تولدت مبارک” ...

    ادامه مطلب
  • من همان دختر دیروزم ...

  • نیلوبلاگ

    ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ هایﻭﺟﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﺑﺮﺍﻱ ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﻭﻗﻔﻪ،ﺑﻴﺨﻴﺎﻟﻲ ﻫﺎﻱ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ،ﻧﺎﺯ ﻭ ﻛﺮﺷﻤﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻭ ﺁﻳﻨﻪﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﻲ ﺩﻟﻴﻞ،ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕﻣﻬﺎﺭ ﻧﺸﺪﻧﻲ،ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ،ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺯﻙ ﻧﺎﺭﻧﺠﻲﺩﺭﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺑﻲ ﻫﻮﺍ ﺍﻳﻦﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ !ﭼﻪ ﻗﺪﻱ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﻃﺎﻗﺘﻢ !ﺿﺮﺑﺎﻫﻨﮓ ﻗﻠﺒﻢ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡﻭ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻣﻴﺰﻧﺪ !ﭼﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺍﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﻭﺯﻱ،ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ...

    ادامه مطلب
  • همسفرم ...

  • نیلوبلاگ

    با همسفرپر پیچ وخم زندگی در این راه طولانی زندگی که ما بی خبریم از سکونش و چون باد میگذرد،بگذاریم خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بمانند،مخواهیم که یکی شویم، مطلقا یکی. مخواهیم که هر چه همسفر دوست دارد، ما همان را،به همان شدت، دوست داشته باشیم. و هر چه ما دوست داریم، به همان گونه،مورد دوست داشتن همسفر زندگی نیز باشد. مخواهیم که هر دو، یک آواز را بپسندیم.یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را،یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را.مخواهیم که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی،و رویاهامان یکی.هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بود...

    ادامه مطلب
  • پاییز هم آمد آقا جان ...

  • نیلوبلاگ

    ای امام زیبایی ها! سلام. پائیز هم آمد، می بینی؟ گویی او هم منتظر است. ابرهایش را بنگر، برای دوری از تو اشک می ریزند. برگ ریزان برای توست؛ او هر سال به امید آمدنت زمین را فرش می کند. چشم برگ ها به آسمان خیره مانده، بلکه منت نهی و بر سرشان قدم گذاری. درخت هم عریان می شود تا وقتی تو می رسی، لباس نو بر تن کند و سبز بپوشد. ولی آقای من؛ بین پائیز و بهار، تنها یک زمستان فاصله است. اما بین من و تو جاده ای بی انتها به نام انتظار. من مسافر این جاده ام. تمام روزهای سال منزلگه من است و اشک، تنها دارایی ام. هر کجا تو باشی، مسیر زندگی من از همان می گذرد. مولای من؛ می ترسم ا...

    ادامه مطلب
  • من خدا هستم و همیشه هستم ..

  • نیلوبلاگ

    در روياهايم ديدم که با خدا گفت و گو مي کنم. خدا پرسيد:پس تو مي خواهي با من گفت و گو کني؟من در پاسخش گفتم:اگر وقت داريد.خدا خنديد و گفت: وقت من بي نهايت است.در ذهنت چيست که مي خواهي از من بپرسي؟پرسيدم:چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟خدا پاسخ داد:کودکي شان.اينکه آنها از کودکي شان خسته مي شوند،عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها ، آرزو مي کنند که کودک باشند ...اينکه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست آورند.اينکه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش کرده اند و ...

    ادامه مطلب
  • تو همان جنت موعود خدایی...

  • نیلوبلاگ

    تو که از ديدن هر منظره دلخواه تری می توانی به نگاهی دل ما را ببری وصف زيبايی تو در همه جا پيچيده پرده از چهره بينداز که از ماه، سری تو همان جنت موعود خدائی و دمی روی ما کاش که بگشايی از آن باغ، دری توئی آن نغمه ی زيبا که به هنگام اذان از گلوی همه ی مأذنه ها می گذری چقدر ندبه کنان رو به افق خيره شويم؟ کاش می داشت دعامان سر سوزن اثری مثل هر روز نشستيم بيايی، اما نوعی از خانه به دوشی است همين بی خبری بهترين لحظه ی عمر است بيايد روزی که ببينيم چو خورشيد به ما می نگری ...

    ادامه مطلب
  • در دلم ارزوی آمدنت میمیرد...

  • نیلوبلاگ

    مادرخوبم :در دلم آرزوی آمدنت میمیرد .رفته ای اینکاما آیا باز بر میگردی ؟چه تمنای محالی گریه ام میگیرد . باشما خواهم گفت بر من چه گذشته ست نور دیدگانم ؛که دگر فرصت دیدار شما نیست مرا ؛نوبت من چو رسید ؛رخصت یک دم دیگر چو نبود ؛مهربانی آمد ، دفتر بودن در بین شما را آورد.نام من را خط زد و به من گفت که باید بروم.من به اومی گفتم کارهایی دارم ناتمامند هنوز.او به آرامی گفت: فرصتی نیست دگر؛و به لبخندی گفت: وقت تمام است ، ورق ها بالا.هر چه درکاغذ این عمر نوشتی تو ، بس است؛وقت تمام است عزیز ، برگه ات را تو بده.منتظر باش که تا خوانده شود ، نمره ات را توبگیر. من به ا...

    ادامه مطلب
  • همه را بخشیدی ....

  • نیلوبلاگ

    پهن شد سفره ي احسان، همه را بخشيديباز با لطف فروان همه را بخشيديابر وقتي كه ببارد همه جا مي باردرحمتت ريخت و يكسان همه را بخشيديگفته بودند به ما سخت نمي گيري تو...همه ديديم چه آسان همه را بخشيدييك نفر توبه كند با همه خو مي گيرييك نفر گشت پشيمان همه را بخشيديپس گنهكاري امروز مرا نيز ببخشتو كه ايام قديم، آن همه را بخشيديحيف از ماه تو كه خرج گناهان بشودتو همان نيمه ي شعبان همه را بخشيديداشت كارم گره مي خورد ولي تا گفتم:" جان آقاي خراسان" همه را بخشيديبي سبب نيست شب عرفه شب رحمت شدمادري گفت "مهدی جان " همه را بخشيدي ...

    ادامه مطلب