
مهمونی رفتنِ گدا پیش خدا لیاقتهیه بار دیگه پیش خدا بشی گدا سعادته xa0هر کی بودی، هرکی شدی اگه دوباره اومدی خدا رو شاهد می گیرم شک نکنی عنایته...
ادامه مطلب
اولین روزه -اولین افطار -خدایا عاقبت بخیرمان کنxa0...
ادامه مطلب
بنام خدایی که مهربان است دوستمان دارد و همیشه مراقب ماست امروز چهارشنبه 17 خرداد1396ساعت 1:11دقیقه بامداد خدایا تورا شکر می کنم که هنوز زنده ام و فرصت جبران دارم در حالیکه خیلی ها قبل از جبران مردند خدایا تورا شکر می کنم که سالم هستم در حالیکه خیلی ها آرزو دارن که یک جسم سالم داشته باشند خدایا تورا ...
ادامه مطلب
سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتادرودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی سلام بر تو...
ادامه مطلب
شر منده ام که مرا ایمان بخشیدی و در کهف اطمینان بخش وحی و من اینهمه لطف راxa0 فراموش کردم . بر من منت گذاشتی و ریزه خوار خوان سراسر هدایت و مهر رسولت کردی و من خویش راxa0 گم کردم. در قلبم جوانه ارادت اولیایت را رویاندی و من از آنان پیروی نکردم. ای آنکه بر منxa0 و همه اهل ایمان و رستگاری منت خویش را به کما...
ادامه مطلب
عاشورا يعني قطرات اشكي كه حسين براي فرداي اهل بيت خويش ريخت ، عاشورا يعني جمع كردن خارهاي بيابان در شب تاريك ،يعني سيراب كردن كودك شيرخواره با سرانگشتان پيكاني تيز،xa0عاشورا يعني ضجه هاي كودكاني غريب درصحرايي سوزان ،xa0يعني فرو رفتن خارهاي بيابان در پاهاي كودكانه اي كه به دنبال عشق نداي لبيك سرداده بودند ،xa0يعني اوج مردانگي و ايستادگي ،xa0يعني تجسم تمام غيرت هايی كه در چشمهاي نجيب عباس سو سو ميزد،xa0عاشورا يعني دلدادگي به سرچشمه پاكيها ،xa0عاشورا يعني صداي گريه هايي كه از سر تشنگي در گلو خفه مي...
ادامه مطلب
خدایا!xa0به حرمت خون ریخته شده حضرتxa0سید الشهداءxa0علیه السلام از باقیمانده غیبت حضرتxa0مهدیxa0(عج) صرف نظر بفرما.آمین یا رب العالمین...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ابرهی در صورت xa0مهتاب بازی می کند باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند xa0لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند xa0گفته ام با بچه ها بابای من می آید و دامن من را پراز اسباب بازی می کند xa0آسمان دیده که هرشب تا دم صبحی رباب با علی اصغرش در خواب بازی می کند xa0عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟؟؟ xa0من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟؟؟...
ادامه مطلب
دویدن بیاموز، پرواز را و اشتیاق راxa0وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.xa0دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.بادها از رفتن به من چیزی نگف...
ادامه مطلب
در روياهايم ديدم که با خدا گفت و گو مي کنم. خدا پرسيد:پس تو مي خواهي با من گفت و گو کني؟من در پاسخش گفتم:اگر وقت داريد.خدا خنديد و گفت: وقت من بي نهايت است.در ذهنت چيست که مي خواهي از من بپرسي؟پرسيدم:چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟خدا پاسخ داد:کودکي شان.اينکه آنها از کودکي شان خسته مي شوند،عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها ، آرزو مي کنند که کودک باشند ...اينکه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست...
ادامه مطلب
تو که از ديدن هر منظره دلخواه تری می توانی به نگاهی دل ما را ببری وصف زيبايی تو در همه جا پيچيده پرده از چهره بينداز که از ماه، سری تو همان جنت موعود خدائی و دمی روی ما کاش که بگشايی از آن باغ، دری توئی آن نغمه ی زيبا که به هنگام اذان از گلوی همه ی مأذنه ها می گذری چقدر ندبه کنان رو به افق خيره شويم؟ کاش می داشت دعامان سر سوزن اثری مثل هر روز نشستيم بيايی، اما نوعی از خانه به دوشی است همين بی خبری بهترين لحظه ی عمر است بيايد روزی که ببينيم چو خورشيد به ما می نگری xa0...
ادامه مطلب
ایستادگی کن ، xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0xa0 xa0xa0xa0 ایستادگی کن ؛ xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0 xa0xa0xa0 و ایستادگی کن ... و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها ، جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذاردxa0 ندارند....
ادامه مطلب
ما شیعه حیدریم و سرافرازیم دل به عشق آل فاطمه میبازیم xa0 فرمانده لشکری ما عباس است در ارتش او تا به ابد سربازیم تا کور شود هر آنکه نتواند دید ما به بارگاه اهلبیت می نازیم از صحن رقیه تا حریم زینب xa0بین الحرمین دیگری میسازیم ...
ادامه مطلب
باز مرغ غزلم میل پریدن داردxa0تا به ایوان نجف شوق رسیدن داردنمک سفره ام از حضرت زهراست ولیباده از دست یدالله چشیدن داردآتش عشق تو افتاد به خار و خس دلپس بدم دم به دم این شعله دمیدن داردهمه ذرات جهان گرد علی می گردنداین طوافیست به والله که دیدن داردتکیه بر کعبه بزن وارث شمشیر دو دماشهد و ان علی از تو شنیدن داردظفر از عشق علی سینه سپر باید کردتا علی هست به دل ... قلب تپیدن دارد...
ادامه مطلب
اگر چه زود؛ میآید، اگر چه دیر؛ میآید xa0سوار سبز پوش ما به هر تقدیر میآید همان خورشید موعودی كه در روز طلوع او حدیث صبح صادق میشود تفسیر میآید زمین آبیتر از این آسمانها میشود وقتی كه آن آیینهی سبز "خدا ـ تصویر" میآید شکوه مهربانی که نگاه نافذش حتی به روی سنگ ها هم می کند تأثیر، می آید در اعماق نگاهش می توان خشمی مقدس دید دلش لبریز از مهر ست و با شمشیر می آید xa0چنان با ضربههای حیدری اعجاز خواهد كرد xa0كه از دیوار هم گلنغمهی تكبیر میآید دقیقاً رأس آن ساعت كه در نزد خدا ثبت است نه قدری زودتر از آن...
ادامه مطلب
غروب عید قربان تقدیر مرا برای دیدن عزیزی راهی بیمارستان کرد.بخش دیالیز ! راهروهاي طويل و اتاق هايي که در موازات هم قرار گرفته اند، يک به يک از نظرم گذشت . بیمارستان ! اگر سقف را نگاه کني لامپ هاي مهتابي را مي بيني که در يک راستا قرار گرفته و نورافشاني مي کنند اما حضور دلگير مهتابي ها، خفقان سقف را توجيه نمي کند. اينجا بيمارستان است !!بیمارستان !. در هر اتاق تعدادي بيمار با لباس آبي روي تخت دراز کشيده اند، چه غروب دلگيري دارد اينجا.xa0پنجره هايي که رو به يک ديوار ديگر باز مي شود آبي آسمان را از ن...
ادامه مطلب