محتاجن به دعا ی شما ...

خرید بک لینک
غروب عید قربان تقدیر مرا برای دیدن عزیزی راهی بیمارستان کرد.بخش دیالیز ! راهروهاي طويل و اتاق هايي که در موازات هم قرار گرفته اند، يک به يک از نظرم گذشت . بیمارستان ! اگر سقف را نگاه کني لامپ هاي مهتابي را مي بيني که در يک راستا قرار گرفته و نورافشاني مي کنند اما حضور دلگير مهتابي ها، خفقان سقف را توجيه نمي کند. اينجا بيمارستان است !!بیمارستان !. در هر اتاق تعدادي بيمار با لباس آبي روي تخت دراز کشيده اند، چه غروب دلگيري دارد اينجا.
پنجره هايي که رو به يک ديوار ديگر باز مي شود آبي آسمان را از نگاه بيماران دزديده اند. اينجا انتظار، لحظه به لحظه معنا پيدا مي کند. انتظار رهايي، رهايي از غم و بيماري. رهايي از هزينه هاي سنگين بيمارستان و دارو.
چه دردي است ناداري و بيماري. وقتي تن رنجورت ميزبان درد مي شود چه سخت است. اگر حساب هاي بانکي ات خالي باشد و در جيبت پولي نباشد.
چه دردناک است وقتي درد بي خبر ميآيد و خبر از قيمت دوا و درمان نداري چه سخت است وقتي عزيزانت براي نجات لحظه هاي دردناکت در به در به دنبال داروهايت مي گردند و هرچه بيشتر مي گردند کمتر مي يابند.
اينجا سکوت حکمفرماست. بدنهايي بي رمق و نيمه جان با چشمان فرو رفته خيره به شيلنگي که حيات آنان را رقم مي زند، شيلنگ پرخوني که يکسر آن به سرخرگ و سياهرگ و سرديگر آن به دستگاه دياليز متصل است.
اين شيلنگ ها که خون زندگي در آن جريان دارد بردست هاي بي رمق و سفيد انسان هايي بسته شده که پوست به استخوان رسانده و چشم هايش دريچه اي به آينده روشن نمي گشايد.
خون مسموم وارد دستگاه مي شود و خون تصفيه شده از شيلنگي ديگر به سرخرگ مي ريزد.
اين دستگاه جبران نارسايي کليه را مي کند و او را که ناتوان، چشم به اين دستگاه دوخته همچنان به آينده اي هرچند کوتاه اميدوار مي سازد.
اين جا خون حکم کيميا را دارد، رنگ قرمز در شيلنگ ها فراوان است اما کم خوني بيداد مي کند. بدنها تشنه نشاط و تحرک هستند و مغزها در حسرت روزهايي است که مي توانست به پيشگيري از اين روزها فکر کند.
و اين نه تمام موضوع است که همه را تقصير او بيندازيم بلکه زنجيره اي است رها شده و شايد زنگار گرفته که بارها روغن گفتار و انتقاد بر تن آن خورده اما اثر نکرده است.
تا زماني که پيشگيري از سطح شعار به عمل تبديل نشود بايد در نهايت راهرويي را طي کني که به ساختمان بخش همودياليز يک بيمارستان منتهي مي شود در اين ساختمان تخت هايي وجود دارد که در هر روز سخاوتمندانه بدنهاي بي رمق زنان و مردان، پيران و جوانان و حتي کودکان را مي پذيرد تا خون مسموم خود را ساعتها با کمک دستگاه دياليز تصفيه کنند. زماني که ديگر از کليه کاري بر نميآيد.
خدایا برتن تمامی این بیماران لباس عافیت بپوشان ...آمین یا رب العالمین

منتظر القائم ...

ما را در سایت منتظر القائم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 22:40

صفحه بندی