دوباره جمعه شد و بي قرار مي گريم

خرید بک لینک

دوباره جمعه شد و بي قرار مي گريم
براي آمدنت اي نگار مي گريم

دوباره جمعه شد و تو نيامدي آقا
سحر نگشت شبِ انتظار مي گريم

دوباره جمعه شد و اشكها سرازير است
زِ هر دو ديده چو ابر بهار مي گريم

دوباره جمعه شد و با نواي يا مهدي
زبان گرفته ام و زار زار مي گريم

تو بر گناهِ منِ رو سيه مكن گريه
كه من به حال خودم شرمسار مي گريم

اگر چه غرق گناهم ولي شبيه شما
براي جدِّ تو روزي دو بار مي گريم

براي شَيبِ خَضيب و براي خِدِّ تريب
براي آن سرِ بر ني سوار مي گريم

براي معجر و انگشتري كه غارت شد
براي آتش و دود و فرار مي گريم

منتظر القائم ...

ما را در سایت منتظر القائم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: سه شنبه 17 ارديبهشت 1398 ساعت: 16:26

صفحه بندی