مادرم رفت عزیزان...

خرید بک لینک

کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

دیده پر خون از غم هجران و او

با لب خندان چه آسان بر سفر

ای دریغ از مهربانی های او

دست پر مهر آن کلام پرشکر

غصه ها پنهان به دل بودش ولی

شاد و خرم چهره اش بر رهگذر

گنج ارزان زان ما بود ای دریغ

گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر

تامادرم رفت آن زمان از پیش رو

بی نشان را خاک تیره شد به سر

منتظر القائم ...

ما را در سایت منتظر القائم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 1:20

صفحه بندی