جمال عشق پيدا مي شود وقتی تو می آيی
بساط عيش برپا مي شود وقتی تو می آيی
نه تنها خاطر دلها شود آشفته از زلفت
چه غوغايی به دنيا مي شود وقتی تو می آيی
در اينجا معني بودن،معمايی است،اما خوب
معمايم چه معنا می شود وقتی تو می آيی
منم مجنون بی ليلا ، در اين شهر غريب ،اما
تمام شهر ليلا می شود وقتی تو می آيی
وبي تو زشت می ماند،به چشمم هر چه می آيد
وزشتيها چه زيبا مي شود وقتی تو می آيی
وبی تو گر چه مردابی عفن آلود می مانم
دلم همرنگ دريا می شود وقتی تو می آيی
دل من تنگ تر از غنچه ی باغ دهان توست
که با مهر رخت وا می شود وقتی تو می آيی
اگر چه تک درخت پير پائيز گذر گاهم
بهار من شکوفا می شود وقتی تو می آيی
تمام آرزوهايم به پايت خاک شد،اما
سراپايم تمنا می شود وقتی تو می آيی
و حتي خواستم با تو نگويم راز دل، اما
دريغا مشت من وا می شود وقتی تو می آيی
منتظر القائم ...
ما را در سایت منتظر القائم دنبال میکنید
برچسب: جمال عشق,عشق جمال جانان,عشق جمال الروح,عشق جمال الحقيقة,عشق جمال المرأة,عشقت جمال عينيك,احمد جمال عشقها,جمال النحاس عشقت شادن,جمال عشقی,محسن جمال عشق رویایی, نویسنده: بازدید: 43