نذر تو کردم

خرید بک لینک

ديشب سه غزل نذر تو کردم که بيايي

چشمم به ره عاطفه خشکيد ؛ کجايي؟؟

با شِکوه ي من چهره ي آدينه ترک خورد

از سوي تو اما نه تبسم ؛ نه ندايي

از بس که در انديشه ي تو شعله کشيدم

خاکستر حسرت شده ام ؛ نيست دوايي؟

آمار تپشهاي دلم را به تو گفتم

پرونده شد اندوه من از درد جدايي

سوگند به آواي صميمانه ي نامت

از عشق فقط قصد من و شعر شمايي

هر فصل دلم بي تو ببين رنگ خزان است

آغاز کن اي گل ! سفر سبز رهايي

من منتظرم ! مرحمتي لطف و نگاهي

حيف است رسد مرگ من آقا ! تو نيايي

منتظر القائم ...

ما را در سایت منتظر القائم دنبال می‌کنید

برچسب: دیشب سه غزل نذر تو کردم, نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 18:55

صفحه بندی