باز باران بی بهانه
ميخورد بر سقف قلبم
يادم آرد نينوا را
دشت سرشار از بلا را
گردش خورشيد غمگين
گرم و خونين، لرزش طفلان نالان
زير تيغ و نيزه ها را...
می دود طفلی سه ساله
پر زناله
دل شکسته، پای خسته...
باز خونی قطره قطره می چکد از چوب محمل
يادم آرد سر به نيزه
غربت دخت علی را
باز باران بی بهانه
فصل خسته ماه غصه
يادم آرد تلخی يك عصر جمعه
من شكستم پير و خسته
تا بيايی غم گشايی
از دل و از جان خسته...
"الهی عجل لوليك الفرج"
منتظر القائم ...
ما را در سایت منتظر القائم دنبال میکنید
برچسب: باز باران با ترانه,باز باران,باز باران بی ترانه,باز باران پالت,باز باران بی بهانه, نویسنده: بازدید: 35