منتظر القائم

متن مرتبط با «آن عزیز سفر کرده» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

آنچه باید درباره تولد یه عشقه ... بدانید

  • نیلوبلاگ

    تولد یه عشقه ... موضوع «تولد یه عشقه ...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  ...

    ادامه مطلب
  • شک کرده ام ...نه

  • نیلوبلاگ

    شک کردهام...؟ به آمدنش شک نمیکنم! یا اینکه به نیامدنش شک نمیکنم؟ این یوسف من است که در باد میوزد هرگز به عطر پیرهنش شک نمیکنم یک صبح با نسیم میآید به دیدنم به عطر یاس و نسترنش شک نمیکنم خورشید گفته است که یک صبح میرسد هرگز به صحّت سخنانش شک نمیکنم بی او پرندهای که به فردای کوچ رفت آوارگی شده وطنش (شک نمیکنم) این چشم انتظاری هر روز غرق اشک یعنی به صبح آمدنش شک نمیکنم شک کردهام که پشت در خانهام کسیست اما به طرز در زدنش شک نمیکنم ...

    ادامه مطلب
  • ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ...

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای رفته بی خبر به سفر، از سفر بیاخواهی کسی خبر نشود، بی خبر بیاای آفتاب سایه مگیر از سرم ببیندامن پر از ستاره بود چون قمر بیاچشمم چنان دو پنجره?انتظار شدتا باز مانده پنجره هایم ز در بیااز بس که سنگ رو...

    ادامه مطلب
  • همسفرم ...

  • نیلوبلاگ

    با همسفرپر پیچ وخم زندگی در این راه طولانی زندگی که ما بی خبریم از سکونش و چون باد میگذرد،بگذاریم خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بمانند،مخواهیم که یکی شویم، مطلقا یکی. مخواهیم که هر چه همسفر دوست دارد، ما همان را،به همان شدت، دوست داشته باشیم. و هر چه ما دوست داریم، به همان گونه،مورد دوست داشتن همسفر زندگی نیز باشد. مخواهیم که هر دو، یک آواز را بپسندیم.یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را،یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را.مخواهیم که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی،و رویاهامان یکی.هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بود...

    ادامه مطلب
  • اسمانی ...تو در آن گستره خورشیدی کن

  • نیلوبلاگ

    دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافیست من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست...

    ادامه مطلب
  • مادرم رفت عزیزان...

  • نیلوبلاگ

    کاش آن شب را نمی آمد سحر کاش گم در راه پیک بد خبر ای عجب کان شب سحر اما به ما تیره روزی آمد و شام دگر دیده پر خون از غم هجران و او با لب خندان چه آسان بر سفر ای دریغ از مهربانی های او دست پر مهر آن کلام پرشکر غصه ها پنهان به دل بودش ولی شاد و خرم چهره اش بر رهگذر گنج ارزان زان ما بود ای دریغ گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر تامادرم رفت آن زمان از پیش رو بی نشان را خاک تیره شد به سر ...

    ادامه مطلب
  • عزیز سفر کرده ...

  • نیلوبلاگ

    24شهریور ماه 1395 عزیزی از بین ماه رفت ....

    ادامه مطلب
  • کرده ام قالی دل نذر ...

  • نیلوبلاگ

    منتظر مانده ام از راهتو برمی گردی ازهمان جاده ی دلخواهتو برمی گردی ای مسافرکه همه چشم به راهت دارند در شب خاطره چون ماهتو برمی گردی دوستت دارم و می دانم که اهل دلی گرگ و ميشان سحرگاهتو برمی گردی ندبه خوان شب آدينه ی موعود، دلم شده سرشار غم و آهتو برمی گردی کرده ام قالی دل نذر که تارش عشقست خوب دانم که به ناگاهتو برمی گردی...

    ادامه مطلب