منتظر القائم

متن مرتبط با «باز باران 6» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

ببار باران ...

  • نیلوبلاگ

    کنار واژه ها می نشینم چشمهای بارانی ام را می بندم .اسب خیالxa0 مرا آبی میکند ..رویایم را میبرم تا اوج آسمانها در کهکشانها ..فرشتگان را میبینم دانه دانه عشق می شمارند و عاشق میشوند .با رویایی که هزاران س...

    ادامه مطلب
  • احوال مشهد ابری و لبریز باران....

  • نیلوبلاگ

    عطر گلاب و زعفران اينجا فراوان است فوج کبوتردر ميان صحن و ايوان است هرشخص را ديدی زيارت آمده اينجا اين بارگاه آيينه ای از جمع خوبان است جاده پُر از دل های عاشق می شود کم کم وقتی که مقصد،خانه شاه خراسان است زخم دلم ديگر شفا خواهد گرفت اين بار ديوار سقاخانه در چشمم نمايان است پای پياده می رسد زائر زهرگوشه مشهد شده رودی که هرلحظه خروشان است دست طلب برداراگرحاجت دلت دارد احوال مشهد ابری و لبريز باران است من دست خالی از حرم بيرون نخواهم رفت تاصاحب اين خانه هم در فکر مهمان است...

    ادامه مطلب
  • باز باران

  • نیلوبلاگ

    باز باران بی بهانه ميخورد بر سقف قلبم يادم آردxa0نينواxa0را دشت سرشار از بلا را گردش خورشيد غمگين گرم و خونين، لرزش طفلان نالان زير تيغ و نيزه ها را... می دود طفلی سه ساله پر زناله دل شکسته، پای خسته... باز خونی قطره قطرهxa0می چکد از چوب محمل يادم آرد سر به نيزه غربت دخت علی را باز باران بی بهانه فصل خسته ماه غصه يادم آرد تلخی يكxa0عصر جمعه من شكستم پير و خسته تا بيايی غم گشايی از دل و از جان خسته... xa0 "الهی عجل لوليك الفرج" xa0...

    ادامه مطلب
  • باز باران ...

  • نیلوبلاگ

    «باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه» خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ خاطرات خوب و شیرین کوچه ها شد،xa0کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز غرق در غمهایxa0امروز یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ٬ بی بهانه شایدم٬ گم کرده خانه xa0 ...

    ادامه مطلب