
دیده ام دریاست ... در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «دیده ام دریاست ...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟دیده ام دریاست ...یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میز گرد و بعد متقاعدش کنم ک...
ادامه مطلب
یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میز گرد و بعد متقاعدش کنم که تنهایی چقدررررررررردرد بزرگیست تا لبخند بزرگی شاید، شاید بر صورت گرد زمین نقاشی کند ...من نمک پرونده ی زخمی از آشنا خورده ام و آنقدر با خرابی این گریه ساخته ام که هر کنج این خانه ام دیده ام دریاست...
ادامه مطلب
می دونی چطور می شه با امام زمان دوست شد؟ نمي دوني خب اشكالي نداره متن زير رو بخون تا بدوني راحتترين راه اينه كه به امام مهربانمون سلام بديم. همين يك كلمه. حتما ميدونيد كه سلام كردن م...
ادامه مطلب
از ما زمینیان به شما آسمان سلام مولای دلشکسته امام زمان سلام این روزها هزار و دو چندان شکسته ای حالا کجای روضه بابا نشسته ای رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت قربان ریشه های نخ شال گردنت آماده می کنی کفن و تربت و لحد مرد سیاه پوش، خدا صبرتان دهد گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای این روزها کنار دو بستر نشسته ای انگار غصه دار جراحات سینه ای گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای یک بار فکر زهر و دل پر شراره ای یک بار فکر واقعه گوشواره ای با این که بر سرِ پدرِ دیده بسته ای اما به یاد مادر پهلو شکسته ای آن مادری که بال و پرش درد می کند هم کتف و شانه هم کمرش درد می کند هم بین خانه گفت و شنودش اشاره شد هم آسمان روسریش پر ستاره شد دو ماه و نیم کار حسن مو شکافی و دو ماه و نیم بازوی مادر غلافی و... ...
ادامه مطلب
شک کردهام...؟ به آمدنش شک نمیکنم! یا اینکه به نیامدنش شک نمیکنم؟ این یوسف من است که در باد میوزد هرگز به عطر پیرهنش شک نمیکنم یک صبح با نسیم میآید به دیدنم به عطر یاس و نسترنش شک نمیکنم خورشید گفته است که یک صبح میرسد هرگز به صحّت سخنانش شک نمیکنم بی او پرندهای که به فردای کوچ رفت آوارگی شده وطنش (شک نمیکنم) این چشم انتظاری هر روز غرق اشک یعنی به صبح آمدنش شک نمیکنم شک کردهام که پشت در خانهام کسیست اما به طرز در زدنش شک نمیکنم ...
ادامه مطلب
مولای من!می خواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم،یَسْمَعونَ کَلامی، پس ایآقای مهربانی ها !در آغار سلام علیکم ، نه تنها از طرف من بلکه ،عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات، چرا که می دانمیُرَدَُون سْلامی.یابنَالصَّراطِ المُسْتَقیم !امروز می خواهم عهدم را با شماتجدید کنم ، عهدی که بارها آن را شکسته اما،اما هربار به دنبال فرصتی بوده ام که دوباره آن را تجدید کنم . یابنَ البُدورِ المُنیرَه !به من هم حق بده که گاهی تو را فراموش کنم چرا کهعَزیز عَلیَّ عَنْ اَرَی الخَلْقَ وَ لا تری، اما با همه ی وجودم اقرار می کنم تو را دوست دارم . یابنَ یس وَ الذَّاریات !به من هم لیاقت بده در چنین روزی دستانم را بالا برم و از خدای بخواهمعَجّلْ لَنا ظُهورَه،چرا که معتقدم ،نَریه قریب...
ادامه مطلب
دلم کمی هوای لطیف میخواهدفقط کمی ...کمی عطر زعفران ،کمی رزق حضرتی ،چند رج تسبیح شاه مقصود ،و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...دلم ... حرم میخواهدفقط کمی ...یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...راستش ، دلم عشق میخواهد ...اصلاً دلم یک امام میخواهد ...همه را انکار میکنم ، دلم تو را میخواهد ...یا ضامن آهوامام من ...امام من ...ضامنم شو ...امشب از تو حاجتی میخواهم .حاجتم ده .دستان...
ادامه مطلب
مثل کبوتران شما گرچه می پرمآنها کبوترند و من از جنس دیگرمدیوارها فضای دلم را گرفته انددیگر هوای پرزدن افتاده از سرماین شهر بسته بال مرا؛ این حصارهاتا آسمان کشیده شده در برابرمگاهی برای بال زدن، آسمان کم استیا صحن قدس باید و یا گنبد حرمآقای من! ببخش اگر بال من شکستبر من مگیر خرده اگر کم میاورماین روز...
ادامه مطلب
دلم کمی هوای لطیف میخواهدفقط کمی ...کمی عطر زعفران ،کمی رزق حضرتی ،چند رج تسبیح شاه مقصود ،و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...دلم ... حرم میخواهدفقط کمی ...یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...راستش ، دلم عشق میخواهد ...اصلاً دلم یک امام میخواهد ...همه را انکار میکنم ، دلم تو ر...
ادامه مطلب
منتظر القائم - سلام ... سلام ... اهل دل ای نازنین هایم سلام سایه تان اینجا همیـشه مستدام بـا شـما قلـبم منـوّر می شـود حال من یک حال دیگر می شـود حـرف دل ، اینجا پناهم داده است دلـبری قـولِ نگاهم داده است بزمتان ، جانِ مـرا بـر باد کرد حرف دل ، مـا را چنین معـتاد کرد حرف دل، پُر گشته از...
ادامه مطلب
دلم گرفته....لحظه اوج دلتنگیم ،در خیالم غرق غرق و چشمانم نمناک و نمناک .صدای زنگ تلفن خیالم را به هم میزند عزیزی از حرم امام رضا(ع) زنگ مي زند ...میگویدآمدم پابوس امام رضا قسمت تو شود گریه ام تبدیل به هق هق میشود با مهر میگوید هر چه میخواهد دل تنگت به اقا بگو سبک میشوی .بگو .....هاج واج میشوم . گ...
ادامه مطلب
تیغی فرود آمد و فرقت شكست آه فرقت شكست و موی تو در خون نشست آه خون قطره قطره از تب پیشانی ات گذشت چشم تو را در آن سحر تیره بست آه دوران ناب ساغر عمرت به سر رسید دیگر خمار مرگ شد آن چشم مست آه زخم سرت عمیق شد اما تو را نكشت آری تو را كه طاقت این درد هست، آه از آن دمی كه ماه تو در خاك و خون نشست در بی...
ادامه مطلب
من منتظر نشسته ام اما نیامدی تنهاترین مسافر دنیا! نیامدی انبان به دوش هر شبه ی کوچه های شهر دیگر چرا به دیدن ماها نیامدی اصلا قرار بود که بابای من شوی این چندمین شب است که بابا نیامدی من روی دوش تو چقدر تاب خورده ام رفتم زشانه های تو بالا …! نیامدی بی دست های گرم تو بدخواب می شوم کابوس دیده ام همه ش...
ادامه مطلب
سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتادرودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی سلام بر تو...
ادامه مطلب
شر منده ام که مرا ایمان بخشیدی و در کهف اطمینان بخش وحی و من اینهمه لطف را فراموش کردم . بر من منت گذاشتی و ریزه خوار خوان سراسر هدایت و مهر رسولت کردی و من خویش را گم کردم. در قلبم جوانه ارادت اولیایت را رویاندی و من از آنان پیروی نکردم. ای آنکه بر من و همه اهل ایمان و رستگاری منت خویش را به کما...
ادامه مطلب
بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد پیکر سوخته ی کرب و بلا سهم تو شد بعد از آن واقعه هفتاد و دو آیینه شکست ناگهان داغ دل آینه ها سهم تو شد بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت خطبه ی اشک برای شهدا سهم تو شد بعد از آن واقعه در هروله ی آتش و خون در شب خوف و خطر خطبه ی «لا» سهم تو شد بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد خیمه ی نور تو در فتنه ی شب سوخت ولی کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد بعد از آن واقعه، ای زینت سجاده ی عشق از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد بعد از آن واقعه، ...
ادامه مطلب
عاشورا يعني قطرات اشكي كه حسين براي فرداي اهل بيت خويش ريخت ، عاشورا يعني جمع كردن خارهاي بيابان در شب تاريك ،يعني سيراب كردن كودك شيرخواره با سرانگشتان پيكاني تيز،عاشورا يعني ضجه هاي كودكاني غريب درصحرايي سوزان ،يعني فرو رفتن خارهاي بيابان در پاهاي كودكانه اي كه به دنبال عشق نداي لبيك سرداده بودند ،يعني اوج مردانگي و ايستادگي ،يعني تجسم تمام غيرت هايی كه در چشمهاي نجيب عباس سو سو ميزد،عاشورا يعني دلدادگي به سرچشمه پاكيها ،عاشورا يعني صداي گريه هايي كه از سر تشنگي در گلو خفه ميشد،يعني پر كردن مشك آب در عين عطش ،يعني پرپر شدن و دم بر نياوردن...
ادامه مطلب
خدایا!به حرمت خون ریخته شده حضرتسید الشهداءعلیه السلام از باقیمانده غیبت حضرتمهدی(عج) صرف نظر بفرما.آمین یا رب العالمین...
ادامه مطلب
خدایا چگونه باشم در این انتظارچگونه تحمل کنم این ندیدن راچگونه باشم در حالی که میدانم او دمی از ما غافل نیست؟او اکنون کجاست؟در اینجا؟در ایران؟در عراق؟یا در عربستان؟ ...........خدایا دلم گرفت ازاینهمه بهانه گرفتندوست دارم ماه باشم تا از آن بالا ببینمت که کجایی.....و می خواهم از خداالا که راز خداییخدا کند که بیایی...
ادامه مطلب
باران لحظه های پر از خشکـسالـیَم! احساس آبی غزلِ احتمالـیَم! در این خانه ی کوچک و چند متری م ، دلخوشم با رنگ آسمانی ِ گلهای قالـیَم تا کی صدای آمدنت طول می کشد؟ پیغمبر قبیله! امام اهالـیَم! وقتی غروب می شود و گریه می کنی آیا نمی شود به نگاهت بـمالـیَم دنبال ارتفاع ِ خودم آمدم، اگر اطراف گیوه های تو در این حوالـیَم ای رمز جدول همه ی "جمعه نامه ها " تنها جواب آینه های سوالیم! یک روز هم اذان ترا پخش می کنند از پشت بام حنجره های بلالـیَم تو لهجه ی زبان خدایی و من ولی از پایه ریزهای زبانهای لالیم حالا کنار چشم تو لکنت گرفته ام من دوست...
ادامه مطلب