منتظر القائم

متن مرتبط با «شب یلدا در غربت» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

دیده ام دریاست ...

  • نیلوبلاگ

    یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میزxa0 گرد و بعد متقاعدش کنم که تنهایی چقدررررررررردرد بزرگیست تا لبخند بزرگی شاید، شاید بر صورت گرد زمین نقاشی کند ...من نمک پرونده ی زخمی از آشنا خورده ام و آنقدر با خرابی این گریه ساخته ام که هر کنج این خانه ام دیده ام دریاستxa0...

    ادامه مطلب
  • داغ سانچی و دریا دلان آسمانی ...

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - داغ سانچی و دریا دلان آسمانی ... داغ سانچی و دریا دلان آسمانی ... چقدر غم انگیز بود... چند روز بیتابی و بیقراری، اضطراب و دلشوره،دعا و طلب کمک از خداوند، هر روز که گذشت لحظه هاشون بیشتر با اشک و اندوه گره خورد...چقدر توی این مدت رنج کشیدن؟؟ حال خانواده هاشون رو میدیدیم اما به خود دریانوردان چی گذشت؟!!!در تمام این چند روز پیگیر اخبارشون بودیمxa0 روزی شنیدیم چین همکاری نمیکنه تا این سوخت تموم بشه که مبادا آب آلوده نشه اشکم در اومد گفتم: چه بیرحمانه ست این جمله...

    ادامه مطلب
  • دلتنگتم پدر ...

  • نیلوبلاگ

    نیمه شب چشم بر چشمان غروب کرده ات دوختم ویک رویای برباد رفته طلوع کرد.با رنگxa0 سرد حسرتxa0 جای خالی ات را بر ذره ذره کالبد ثانیه های بی جانم نقاشی کردم .نیمه شبم ...مهمان دلضربه های نبودنت و ندیدنت شد.xa0 چندین بارنامت را با سکوت ِ عمیق لبهایم فریاد کردم. بابا... بابا ... بابا ...! کاش در غریبیxa0 این روزها ..ریسمانxa0 آسمان را نمی گرفتی چه وسعتی دارد این فاصله هایxa0 کبود !چه سرابxa0 شوریده ای نهفته در هر لحظه از عبور !xa0چه بی تعبیر حسرتxa0 نگاهم در امتداد جاده ی انتظار می دود بی آنکه نشانی ا...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی های من برای پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - دلتنگی های من برای پدر .... دلتنگی های من برای پدر .... بــاز دلتنــــــــــــگ و بی قــــــــــــرارمxa0 .و بــاز دلـــم به وسعــــــــــــــــــــتxa0سیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــتxa0با چشمــانی بارونــــــــــــ...

    ادامه مطلب
  • سرداست نبودنت پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - سرداست نبودنت پدر .... سرداست نبودنت پدر .... ..سلام...پدر جانxa0روزهاي زيادي از رفتنت ميگذرد اما هنوز هم هوا سرد است هنوز هم باران مي آيد هنوز هم وقتي دلتنگت ميشومxa0ستاره ها را تماشا ميكنم هنوز خيالت با من است در م...

    ادامه مطلب
  • دلتنگتم چدر ...

  • نیلوبلاگ

    نیمه شب چشم بر چشمان غروب کرده ات دوختم ویک رویای برباد رفته طلوع کرد.با رنگxa0 سرد حسرتxa0 جای خالی ات را بر ذره ذره کالبد ثانیه های بی جانم نقاشی کردم .نیمه شبم ...مهمان دلضربه های نبودنت و ندیدنت شد.xa0چندین بارنامت را با سکوت ِ عمیق لبهایم فریاد کردم. ...

    ادامه مطلب
  • دلم امشب امام رضا ...میخواهد

  • نیلوبلاگ

    دلم کمی هوای لطیف میخواهدفقط کمی ...کمی عطر زعفران ،کمی رزق حضرتی ،چند رج تسبیح شاه مقصود ،و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...دلم ... حرم میخواهدxa0فقط کمی ...یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...راستش ، دلم عشق میخواهد ...xa0اصلاً دلم یک امام میخواهد ...xa0همه را انکار میکنم ، دلم تو را میخواهد ...یا ضامن آهوxa0امام من ...امام من ...ضامنم شو ...امشب از تو حاجتی میخواهم .حاجتم ده .دستان...

    ادامه مطلب
  • به اخمت خستگی در میرود ....

  • نیلوبلاگ

    xa0بهxa0اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیستxa0کنـــــار سینی چــــای تـــــو اصلا قند لازم نیستxa0همیشـه دوستت دارم ـ بــــــه جـــــان مــادرم ـ امــاتو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیستبه لطف طعم لبهای تو شیرین می شود شعرمغــــزل را با عسل می آورم ،هرچند لازم نیستمرا دیوانــــه کردی و هنــــــ...

    ادامه مطلب
  • دلم امشب امام رضا ...میخواهد

  • نیلوبلاگ

    دلم کمی هوای لطیف میخواهدفقط کمی ...کمی عطر زعفران ،کمی رزق حضرتی ،چند رج تسبیح شاه مقصود ،و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...دلم ... حرم میخواهدxa0فقط کمی ...یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...راستش ، دلم عشق میخواهد ...xa0اصلاً دلم یک امام میخواهد ...xa0همه را انکار میکنم ، دلم تو ر...

    ادامه مطلب
  • احیای شب قدر ...

  • نیلوبلاگ

    باز امشب "ليله القدر" خداست ذکر يارب يارب و ورد دعاست... گاه استغفار و دل لرزيدن است... گاه توبه گاه "آمرزيدن" است... گاه عجز و التماس و هم نياز... روبه درگاه کريم چاره ساز... گاه جوشن خوانی شب تا سحر... بارش باران اشک ازچشم تر... پس به وقت ابتهال وحال زار... ياد کن از اين "حقير بيقرار" ...

    ادامه مطلب
  • شب غربت ....

  • نیلوبلاگ

    فردا، عشق، هفتاد و سه بار بر خاک می افتد و آن گاه چون ققنوسی تازه نفس، از شعله های خویش برمی خیزد و در آغوش پروردگارخویش، سرفراز و مسرور، لبخند می زند و خود را در خلد برین، از سر می گیرد. فردا، گریه های شیرخوارگی، به ناگاه، هزاران سال قد می کشد و در عروجی سرخ، به آغوش پروردگار می رسد. فردا، دست های برادرانگیِ دریا، به دست خدا می پیوندد و گلوگاه دریده عشق، در حضیض قتلگاهِ عصمت، عزیزتر از تمام حرمت های هستی، مصداق «صَدَقوا ما عاهَدوا اللّهَ عَلَیه» را جلوه گر می کند. آه، دخترِ صبر فاطمی و بلاغت عل...

    ادامه مطلب
  • پدر و مادرم...

  • نیلوبلاگ

    ازآنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند . این دو موجود مهربان ، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی آنها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می رسانند و همه امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می کنند . بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند ، بر ...

    ادامه مطلب
  • اکنون در کدام دیاری ...

  • نیلوبلاگ

    خدایا چگونه باشم در این انتظارxa0چگونه تحمل کنم این ندیدن راچگونه باشم در حالی که میدانم او دمی از ما غافل نیست؟او اکنون کجاست؟در اینجا؟در ایران؟در عراق؟یا در عربستان؟ ...........خدایا دلم گرفت ازاینهمه بهانه گرفتندوست دارم ماه باشم تا از آن بالا ببینمت که کجایی.....و می خواهم از خداxa0الا که راز خداییخدا کند که بیایی...

    ادامه مطلب
  • ابر هی در صورت مهتاب...

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ابرهی در صورت xa0مهتاب بازی می کند باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند xa0لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند xa0گفته ام با بچه ها بابای من می آید و دامن من را پراز اسباب بازی می کند xa0آسمان دیده که هرشب تا دم صبحی رباب با علی اصغرش در خواب بازی می کند xa0عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟؟؟ xa0من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟؟؟...

    ادامه مطلب
  • اسمانی ...تو در آن گستره خورشیدی کن

  • نیلوبلاگ

    دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست xa0گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست xa0قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست xa0آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافیست xa0من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست xa0فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست...

    ادامه مطلب
  • بی تو در حبس ابد تبعیدیم ...

  • نیلوبلاگ

    بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادندچشم های نگران آینه ی تردیدند نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمیxa0هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خودهمه از دیدن تنهایی خود ترسیدند غرق دریای تو بودند ولی ماهی وارباز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند در پی دوست همه جای جهان را گشتندکس ندیدند در آیینه به خود خندیدند سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش استفصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند تو بیایی همه ساعتها و ثانیه هااز...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به شهید مدافع حرم ....شب جمعه هست یادش کنیم با یک صلوات .

  • نیلوبلاگ

    دیرگاهیست گلو بغض مکرر دارد / چند روزیست قلم حالت نشتر دارد کوفیان داعیه ی مسجد و منبر دارند / عمر سعد زمان٬ وسوسه ی زر دارد یادمان هست٬ اجداد شما٬کرب بلا… / شیعه از تیغ شما داغ به پیکر دارد بی سبب نیست که از شام٬ عراق آمده اید / حضرت عمه ی سادات٬ برادر دارد و شما کمتر از آنید٬ حسین تیغ کشد / کمتر از آنکه علمدار علم بردارد ما جوانان بنی فاطمی اربابیم / بی حیا!عمه ی ما مالک اشتر دارد ایل ما ایل عجم هاست که یک کودک ما / جگری با جگر شیر برابر دارد اینکه ما دست به شمشیر و زره ایستادیم / سبب این است ...

    ادامه مطلب
  • مگر در سنگرت احرام پوشیدی ....

  • نیلوبلاگ

    در حریم پاک سنگر نور پاشیدی دلاوربر هجوم زخم ها، مردانه خندیدی دلاورxa0با لبانی خشک و دستی پینه بسته پر صلابتxa0برق آتش بر سر هر خصم باریدی دلاورxa0از تبار کیستی؟ چون قله ی آتشفشانیxa0ذات ققنوسی که در آتش خرامیدی دلاورxa0بر سر و رویت نشسته خاک غربت خاک تربتxa0مگر در سنگرت احرام پوشیدی دلاورxa0کعبه ات را در کدامین آسمان دیدی که هر دمxa0در طوافش، غرق خون، مستانه چرخیدی دلاور؟xa0ای غروب سرخ تو رنگین کمان باد و بارانxa0پنچه در گردونه ی دوار، پیچیدی دلاورxa0لحظه ی پرواز را آموختی ققنوس آتش؟xa0کاین چن...

    ادامه مطلب
  • فصل بلند غربت ...

  • نیلوبلاگ

    ای برادر!مگر تو چه دیده ای، که اینگونه می نگریمگر تو ، از باغهای سرخ شهادت می آیی؟که می گویی، چگونه یک " شهید " چه شیرین و آرام میمیرد؛مگر تو از شلمچه، فکه، طلاییه، دهلاویه... می آیی؟که بوی گل های آن دیار را، در پیراهن داریمگر تو، در آن صحرا سرخ چه دیده ای؟که در نگریستن تو، آن فرمان شگفت خداوندی پیداست،xa0"بمیرید، پیش از آنکه بمیرید"xa0مگر تو ، چه شنیده ای یا خوانده ای؟که غرقه در شکر و اشک، و در انتظار آن امام غائب از نظرو بغض در گلو ، پیرو رهبر و آماده فرمان آن امامزمانیمگر تو، چه شنیده ای یا خ...

    ادامه مطلب
  • مادر مهر تجسم ...

  • نیلوبلاگ

    مادر كه را توان سرودن توستكه هر نفست، منظومه مهر استبه راستي ترا در بند كدامين قافيه توان كشيدكه هر كلامت عشق مكرر استكدامين نقاش رنگ آور را ياراي آن استتا سيماي مهرآذينت را به اسارت تصوير در آوردمهر مجسم را چه كسي قصد تجسم در تنديس سرد داردكدامين چشم را ياراي گريستن در غم توستكه غمت را كهنگي نشايد و يادت را فراموشي!xa0...

    ادامه مطلب