
شک کردهام...؟ به آمدنش شک نمیکنم! یا اینکه به نیامدنش شک نمیکنم؟ این یوسف من است که در باد میوزد هرگز به عطر پیرهنش شک نمیکنم یک صبح با نسیم میآید به دیدنم به عطر یاس و نسترنش شک نمیکنم خورشید گفته است که یک صبح میرسد هرگز به صحّت سخنانش شک نمیکنم بی او پرندهای که به فردای کوچ رفت آوارگی شده وطنش (شک نمیکنم) این چشم انتظاری هر روز غرق اشک یعنی به صبح آمدنش شک نمیکنم شک کردهام که پشت در خانهام کسیست اما به طرز در زدنش شک نمیکنم ...
ادامه مطلب
منتظر القائم - ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای رفته بی خبر به سفر، از سفر بیاخواهی کسی خبر نشود، بی خبر بیاای آفتاب سایه مگیر از سرم ببیندامن پر از ستاره بود چون قمر بیاچشمم چنان دو پنجره?انتظار شدتا باز مانده پنجره هایم ز در بیااز بس که سنگ رو...
ادامه مطلب
با همسفرپر پیچ وخم زندگی در این راه طولانی زندگی که ما بی خبریم از سکونش و چون باد میگذرد،بگذاریم خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بمانند،مخواهیم که یکی شویم، مطلقا یکی. مخواهیم که هر چه همسفر دوست دارد، ما همان را،به همان شدت، دوست داشته باشیم. و هر چه ما دوست داریم، به همان گونه،مورد دوست داشتن همسفر زندگی نیز باشد. مخواهیم که هر دو، یک آواز را بپسندیم.یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را،یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را.مخواهیم که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی،و رویاهامان یکی.هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بود...
ادامه مطلب
کاش آن شب را نمی آمد سحر کاش گم در راه پیک بد خبر ای عجب کان شب سحر اما به ما تیره روزی آمد و شام دگر دیده پر خون از غم هجران و او با لب خندان چه آسان بر سفر ای دریغ از مهربانی های او دست پر مهر آن کلام پرشکر غصه ها پنهان به دل بودش ولی شاد و خرم چهره اش بر رهگذر گنج ارزان زان ما بود ای دریغ گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر تامادرم رفت آن زمان از پیش رو بی نشان را خاک تیره شد به سر ...
ادامه مطلب
24شهریور ماه 1395 عزیزی از بین ماه رفت ....
ادامه مطلب
منتظر مانده ام از راهتو برمی گردی ازهمان جاده ی دلخواهتو برمی گردی ای مسافرکه همه چشم به راهت دارند در شب خاطره چون ماهتو برمی گردی دوستت دارم و می دانم که اهل دلی گرگ و ميشان سحرگاهتو برمی گردی ندبه خوان شب آدينه ی موعود، دلم شده سرشار غم و آهتو برمی گردی کرده ام قالی دل نذر که تارش عشقست خوب دانم که به ناگاهتو برمی گردی...
ادامه مطلب