منتظر القائم

متن مرتبط با «عید قربان چه روزی است» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

آنچه باید درباره تولد یه عشقه ... بدانید

  • نیلوبلاگ

    تولد یه عشقه ... موضوع «تولد یه عشقه ...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  ...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از دیده ام دریاست ...

  • نیلوبلاگ

    دیده ام دریاست ... در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «دیده ام دریاست ...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟دیده ام دریاست ...یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میز  گرد و بعد متقاعدش کنم ک...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات و کوچه ها ...

  • نیلوبلاگ

    و کوچه ها ... در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «و کوچه ها ...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟و کوچه ها ...و کوچه های همیشه دچار دیوارند اگر که پنجره ها دل به پرسه نسپارند سلام ماه قشنگ چرا نمیخندی که چشمهای من از غصه دست بردارند تو خند...

    ادامه مطلب
  • آسمان دلتنگ است ....

  • نیلوبلاگ

    آسمان غمگین است و دلم قدر غزل تنگشده !گله دارم من از این گنبد دوار بلندکه چرا روز بهار آسمان درهم برهم شده استو عجب بغض عجیبی کرده ،گریه کن ،با من دل تنگ بگو درد دلتمن به هر غمزده ای میگویم ؛آسمان...

    ادامه مطلب
  • دیده ام دریاست ...

  • نیلوبلاگ

    یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میز گرد و بعد متقاعدش کنم که تنهایی چقدررررررررردرد بزرگیست تا لبخند بزرگی شاید، شاید بر صورت گرد زمین نقاشی کند ...من نمک پرونده ی زخمی از آشنا خورده ام و آنقدر با خرابی این گریه ساخته ام که هر کنج این خانه ام دیده ام دریاست...

    ادامه مطلب
  • و کوچه ها ...

  • نیلوبلاگ

    و کوچه های همیشه دچار دیوارنداگر که پنجره ها دل به پرسه نسپارندسلام ماه قشنگ چرا نمیخندیکه چشمهای من از غصه دست بردارندتو خنده میرسی و مست مست چلچله هاکه در هوای صدایت ترانه میبارنددوباره شب پره...

    ادامه مطلب
  • سرداست نبودنت پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - سرداست نبودنت پدر .... سرداست نبودنت پدر .... ..سلام...پدر جانروزهاي زيادي از رفتنت ميگذرد اما هنوز هم هوا سرد است هنوز هم باران مي آيد هنوز هم وقتي دلتنگت ميشومستاره ها را تماشا ميكنم هنوز خيالت با من است در م...

    ادامه مطلب
  • آسمان مال من است ....

  • نیلوبلاگ

    شعر او زیبا بود،شعر من تکرار است... جرم من تقلید است،لا اقل حرف دل است، خوب میدانم که سهراب مرا میبخشد، آخر او حرف دلش را زد ورفت،حرف من جا مانده... پس چنین میگویم: اهل شعرم،اهل تنهایی ودرد،پیشه ام فریاد است،کاسبم...کاسب دل،صادراتم شادی،وارداتم غم ودل،دوستانی دارم سردتر از سردی برف،گاه گاهی یخشان میشکند،گاه گاهی دلشان میسوزد ولی از روی ترحم...سرزمینی دارم،مردمانش همه دوست...ولی از روی ریا...خنده ام میگیرد!!! مردمانشهمه دلمرده... هرکجاهستم باشم... آسمان مال... من... است پنجره... فکر... ...

    ادامه مطلب
  • بی تو در حبس ابد تبعیدیم ...

  • نیلوبلاگ

    بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادندچشم های نگران آینه ی تردیدند نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمیهر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خودهمه از دیدن تنهایی خود ترسیدند غرق دریای تو بودند ولی ماهی وارباز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند در پی دوست همه جای جهان را گشتندکس ندیدند در آیینه به خود خندیدند سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش استفصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند تو بیایی همه ساعتها و ثانیه هااز همین روز، همین لحظه، همین دم خوبند...

    ادامه مطلب
  • جنگ یعنی چه ...

  • نیلوبلاگ

    چگونه با تو بگويم كه جنگ يعني چه؟جدال آينه با تخته سنگ يعني چه؟سكوت، دين بزرگي به گردنم شده استچگونه با تو نگويم تفنگ يعني چه؟تمام بچگي تو تفنگ بازي بودكسي نگفت به من"بنگ بنگ" يعني چه؟و ما هنوز نفهميدهايم باوركنكه فرق بين قشنگ و فشنگ يعني چه؟مگر شراب بهشتي به من چه خواهد كردشهيد شهد شهادت، شرنگ يعني چه؟و من پس از تو چه كردم؟ خودم نميدانمتو ميدويدي و من پاي لنگ يعني چه؟زمان معطل تو بود و تو معطل من!درست وقت دويدن، درنگ يعني چه؟مگر كه اين غل و زنجير بهتر از مرگ استبدون بيشه و جنگل، پلنگ يعني چه؟و من به بچهي خود ياد ميدهم روزيبد...

    ادامه مطلب
  • مانده ام بی تو چرا باغچه مان گل دارد...

  • نیلوبلاگ

    جمعه ها طبع من احساس تغزل داردنا خود آگاه به سمت تو تمایل داردبی تو چندی است که در کار زمین حیرانممانده ام بی تو چرا باغچه مان گل دارد؟شاید این باغچه ده قرن به استقبالتفرش گسترده و در دست گلایل داردیازده پله زمین رفت به سمت ملکوتیک قدم مانده، زمین شوق تکامل داردجمکران نقطه امید جهان شد که در آنهرچه دل، سمت خدا دست توسل داردهیچ سنگی نشود سنگ صبورت، تنهاتکیه بر کعبه بزن کعبه تحمل دارد...

    ادامه مطلب
  • دقیقا راس ان ساعت که در نزد خدا ثبت است می آید...

  • نیلوبلاگ

    اگر چه زود؛ میآید، اگر چه دیر؛ میآید سوار سبز پوش ما به هر تقدیر میآید همان خورشید موعودی كه در روز طلوع او حدیث صبح صادق میشود تفسیر میآید زمین آبیتر از این آسمانها میشود وقتی كه آن آیینهی سبز "خدا ـ تصویر" میآید شکوه مهربانی که نگاه نافذش حتی به روی سنگ ها هم می کند تأثیر، می آید در اعماق نگاهش می توان خشمی مقدس دید دلش لبریز از مهر ست و با شمشیر می آید چنان با ضربههای حیدری اعجاز خواهد كرد كه از دیوار هم گلنغمهی تكبیر میآید دقیقاً رأس آن ساعت كه در نزد خدا ثبت است نه قدری زودتر از آن نه با تأخیر میآید...

    ادامه مطلب
  • یا مهدی بیا...عید قربان را عزا کردن بیا

  • نیلوبلاگ

    عید قربان ر ا عزا کردند، یا مهدی بیاآتشی در دل به پا کردند، یا مهدی بیاچون پریشانم دگر شعرم ندارد رنگ و بوطینت خود بر ملا کردند، یا مهدی بیاتا به کی مظلوم بودن؟تا به کی در انزواحیله در کار خدا کردند، یا مهدی بیاراه بستن شد دوباره کار اصحاب یزیدباز جنگ کربلا کردند، یا مهدی بیاجرمشان این بود،در حال عبادت بوده اندفتنه در دشت منا کردند، یا مهدی بیامرگ بر نیرنگ داعش، ننگ بر آل سعودبس جنایت بی ریا کردند، یا مهدی بیا...

    ادامه مطلب
  • عید قربان

  • نیلوبلاگ

    عید قربان مبارک ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمد عید فرخنـــــــده ی نورانی قربـــــــــان آمد حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول رحمت واسعــــه ی حضــرت ســـبحان آمد عید قربان به حقیقـــت...زخــــــداوند کریم آفتابی به شــــــب ظلمت انســــان آمد جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش بر کویــــر دل ما...نعــــــــــــمت باران آمد خاک میسوخت در اندوه عطش باحسرت نقش در سینه ی این خاک.. گلستان آمد امر شد تا که به قربانـــــــی اسماعیلش آن خلیــــلی که پذیرفتـــه ز رحـــــمان امد امتحان داد به خوبی بخـــــــدا ابــــراهیم جای آن ذبح عظیمی که...

    ادامه مطلب