منتظر القائم

متن مرتبط با «پدر عشق بسوزد که چنین خوارم کرد» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

تولد پسرم ..تولد یه عشقه در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    تولد پسرم ..تولد یه عشقه در ادامه، هر آنچه باید درباره «تولد پسرم ..تولد یه عشقه» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟تولد پسرم ..تولد یه عشقه پسرم ..نازنین جگر گوشه ام مراقب باش اینجا زمین است اینجا زمین گاهی سخت و گاهی خشک و گاهی نرم و نمنا...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره تولد یه عشقه ... بدانید

  • نیلوبلاگ

    تولد یه عشقه ... موضوع «تولد یه عشقه ...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  ...

    ادامه مطلب
  • تولد پسرم ..تولد یه عشقه

  • نیلوبلاگ

    پسرم ..نازنین جگر گوشه اممراقب باش اینجا زمین است اینجا زمین گاهی سخت و گاهی خشک و گاهی نرم و نمناک است ..اما باید طوری زندگی کنی که همیشه رد پای بودنت برای جهان و جهانیان بماند .نگذار زمین و آسمان س...

    ادامه مطلب
  • تولد یه عشقه ...

  • نیلوبلاگ

    با من نفس بکش پسرم ...من تو را آزاد به دنیا اوردم ، مثل دریا مثل موج،دوست داشتنت برایم بهترین نعمت دنیاست شیرینتر از جانم ....مرا شاد میکند و لبخند را به من هدیه میکند به دنیای تنهای من ،حتی این روزها گاهی پرواز هم میکنم من این دوست داشتن رو بیشتر از هر چیز دنیا دوست میدارم...

    ادامه مطلب
  • دلتنگتم پدر ...

  • نیلوبلاگ

    نیمه شب چشم بر چشمان غروب کرده ات دوختم ویک رویای برباد رفته طلوع کرد.با رنگ سرد حسرت جای خالی ات را بر ذره ذره کالبد ثانیه های بی جانم نقاشی کردم .نیمه شبم ...مهمان دلضربه های نبودنت و ندیدنت شد. چندین بارنامت را با سکوت ِ عمیق لبهایم فریاد کردم. بابا... بابا ... بابا ...! کاش در غریبی این روزها ..ریسمان آسمان را نمی گرفتی چه وسعتی دارد این فاصله های کبود !چه سراب شوریده ای نهفته در هر لحظه از عبور !چه بی تعبیر حسرت نگاهم در امتداد جاده ی انتظار می دود بی آنکه نشانی از تو بیابد !چه ساده کرور کرور به یغما میرود هستی ام !چه غمگينانه رها می شوم دردستان تنهایی !چه سوگوارانه لحظات ملتهب تب دار در پی سقوطند !چه شکسته و خاموش در انزوای خویشم !چه سخت تمام خویش را در حصار دلتنگی گم...

    ادامه مطلب
  • شک کرده ام ...نه

  • نیلوبلاگ

    شک کردهام...؟ به آمدنش شک نمیکنم! یا اینکه به نیامدنش شک نمیکنم؟ این یوسف من است که در باد میوزد هرگز به عطر پیرهنش شک نمیکنم یک صبح با نسیم میآید به دیدنم به عطر یاس و نسترنش شک نمیکنم خورشید گفته است که یک صبح میرسد هرگز به صحّت سخنانش شک نمیکنم بی او پرندهای که به فردای کوچ رفت آوارگی شده وطنش (شک نمیکنم) این چشم انتظاری هر روز غرق اشک یعنی به صبح آمدنش شک نمیکنم شک کردهام که پشت در خانهام کسیست اما به طرز در زدنش شک نمیکنم ...

    ادامه مطلب
  • آغاز امامت عشق ...

  • نیلوبلاگ

    مولای من!می خواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم،یَسْمَعونَ کَلامی، پس ایآقای مهربانی ها !در آغار سلام علیکم ، نه تنها از طرف من بلکه ،عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات، چرا که می دانمیُرَدَُون سْلامی.یابنَالصَّراطِ المُسْتَقیم !امروز می خواهم عهدم را با شماتجدید کنم ، عهدی که بارها آن را شکسته اما،اما هربار به دنبال فرصتی بوده ام که دوباره آن را تجدید کنم . یابنَ البُدورِ المُنیرَه !به من هم حق بده که گاهی تو را فراموش کنم چرا کهعَزیز عَلیَّ عَنْ اَرَی الخَلْقَ وَ لا تری، اما با همه ی وجودم اقرار می کنم تو را دوست دارم . یابنَ یس وَ الذَّاریات !به من هم لیاقت بده در چنین روزی دستانم را بالا برم و از خدای بخواهمعَجّلْ لَنا ظُهورَه،چرا که معتقدم ،نَریه قریب...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی های من برای پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - دلتنگی های من برای پدر .... دلتنگی های من برای پدر .... بــاز دلتنــــــــــــگ و بی قــــــــــــرارم .و بــاز دلـــم به وسعــــــــــــــــــــتسیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــتبا چشمــانی بارونــــــــــــ...

    ادامه مطلب
  • سرداست نبودنت پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - سرداست نبودنت پدر .... سرداست نبودنت پدر .... ..سلام...پدر جانروزهاي زيادي از رفتنت ميگذرد اما هنوز هم هوا سرد است هنوز هم باران مي آيد هنوز هم وقتي دلتنگت ميشومستاره ها را تماشا ميكنم هنوز خيالت با من است در م...

    ادامه مطلب
  • تولد عشقم

  • نیلوبلاگ

    می گویند هر کسی نیمه ای گمشده دارد،تو اما مرد من “تمام” گمشده ی منی… و من یک “هیچ” ناتمام که با تو “هست” می شوم این “هیچ” ناتمامعاشقانهتو را دوست دارد… ای مرد دوست داشتنی دنیای زنانه ام……تولدت مبارک ...

    ادامه مطلب
  • تولد عشقم

  • نیلوبلاگ

    می گویند هر کسی نیمه ای گمشده دارد، تو اما مرد من “تمام” گمشده ی منی… و من یک “هیچ” ناتمام که با تو “هست” می شوم این “هیچ” ناتمامعاشقانهتو را دوست دارد… ای مرد دوست داشتنی دنیای زنانه ام……تولدت مبارک ...

    ادامه مطلب
  • یک ماه برا ی خود دعا میکردم ...

  • نیلوبلاگ

    دلخسته خدا خدا خدا می کرد یک ماهبرای تودعامی کردم هرجمعه ی ماه رمضانی که گذشت تا وقت اذانتو راصدامی کردم سی روز به عشق دیدنتآقا جان من روزه خود به اشک وا می کردم در هر شب قدر وقت احیا ارباب با یاد شما حالوصفا می کردم ای کاش نماز عید فطر خود را در پشت سر تو اقتدا میکردم افسوس چنین ن...

    ادامه مطلب
  • عاشورا یعنی ...تمام عشق خدا

  • نیلوبلاگ

    عاشورا يعني قطرات اشكي كه حسين براي فرداي اهل بيت خويش ريخت ، عاشورا يعني جمع كردن خارهاي بيابان در شب تاريك ،يعني سيراب كردن كودك شيرخواره با سرانگشتان پيكاني تيز،عاشورا يعني ضجه هاي كودكاني غريب درصحرايي سوزان ،يعني فرو رفتن خارهاي بيابان در پاهاي كودكانه اي كه به دنبال عشق نداي لبيك سرداده بودند ،يعني اوج مردانگي و ايستادگي ،يعني تجسم تمام غيرت هايی كه در چشمهاي نجيب عباس سو سو ميزد،عاشورا يعني دلدادگي به سرچشمه پاكيها ،عاشورا يعني صداي گريه هايي كه از سر تشنگي در گلو خفه ميشد،يعني پر كردن مشك آب در عين عطش ،يعني پرپر شدن و دم بر نياوردن...

    ادامه مطلب
  • پدر و مادرم...

  • نیلوبلاگ

    ازآنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند . این دو موجود مهربان ، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی آنها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می رسانند و همه امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می کنند . بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند ، بر کسی پوشیده نیست و بر فرزندان لازم است که قدر زحمات پدر و مادر ...

    ادامه مطلب
  • قصه ای که باد با خود برد...

  • نیلوبلاگ

    دانه کوچک بود و کسي او را نمي ديد . سال هاي سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود .دانه دلش ميخواست به چشم بيايد اما نميدانست چگونه . گاهي سوار باد ميشد و از جلوي چشم ها ميگذشت . گاهي خودش را روي زمينه روشن برگها مي انداخت . و گاهي فرياد ميزد و مي گفت :من هستم ،من اينجا هستم ، تماشايم کنيد. اما هيچکس جز پرنده هايي که قصد خوردنش را داشتند يا حشره هايي که او را به چشم آذوقه زمستان به او نگاه ميکردند ، کسي به او توجه نمي کرد .دانه خسته بود از اين زندگي ، از اين همه گم بودن و کوچک بودن خسته بود و رو به خدا کرد و گفت : نه اين رسمش نيست . من هم بهچشم هيچ کس نمي آيم . ک...

    ادامه مطلب
  • تا کور شود هر انکه نتواند دید ...

  • نیلوبلاگ

    ما شیعه حیدریم و سرافرازیم دل به عشق آل فاطمه میبازیم فرمانده لشکری ما عباس است در ارتش او تا به ابد سربازیم تا کور شود هر آنکه نتواند دید ما به بارگاه اهلبیت می نازیم از صحن رقیه تا حریم زینب بین الحرمین دیگری میسازیم ...

    ادامه مطلب
  • عزیز سفر کرده ...

  • نیلوبلاگ

    24شهریور ماه 1395 عزیزی از بین ماه رفت ....

    ادامه مطلب
  • کرده ام قالی دل نذر ...

  • نیلوبلاگ

    منتظر مانده ام از راهتو برمی گردی ازهمان جاده ی دلخواهتو برمی گردی ای مسافرکه همه چشم به راهت دارند در شب خاطره چون ماهتو برمی گردی دوستت دارم و می دانم که اهل دلی گرگ و ميشان سحرگاهتو برمی گردی ندبه خوان شب آدينه ی موعود، دلم شده سرشار غم و آهتو برمی گردی کرده ام قالی دل نذر که تارش عشقست خوب دانم که به ناگاهتو برمی گردی...

    ادامه مطلب
  • پدر عشق بسوزد ..

  • نیلوبلاگ

    بی سبب نيست زمين سينه ی پرپر دارد به خدا چشم تو يک فاجعه در بر دارد با نسيم سحری شعله نکش می ترسم کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد گر چه از بودن با تو تن من می لرزد فکر تو خواب و خيالی ست که در سر دارد بوی خوش می وزد از سينه ی عطرآگينت دل من ميل به دروازه ی قمصر دارد يا به آتش بکش و يا به دلم راه بده کوچه ی چشم تو يک مشت ستمگر دارد فاصله، درد عجيبی ست ميان من و تو عابری در قفس تنگ، کبوتر دارد گر چه تشويش دل و دين مرا سوزانده پدر عشق بسوزد... به تو باور دارد...

    ادامه مطلب
  • دقیقا راس ان ساعت که در نزد خدا ثبت است می آید...

  • نیلوبلاگ

    اگر چه زود؛ میآید، اگر چه دیر؛ میآید سوار سبز پوش ما به هر تقدیر میآید همان خورشید موعودی كه در روز طلوع او حدیث صبح صادق میشود تفسیر میآید زمین آبیتر از این آسمانها میشود وقتی كه آن آیینهی سبز "خدا ـ تصویر" میآید شکوه مهربانی که نگاه نافذش حتی به روی سنگ ها هم می کند تأثیر، می آید در اعماق نگاهش می توان خشمی مقدس دید دلش لبریز از مهر ست و با شمشیر می آید چنان با ضربههای حیدری اعجاز خواهد كرد كه از دیوار هم گلنغمهی تكبیر میآید دقیقاً رأس آن ساعت كه در نزد خدا ثبت است نه قدری زودتر از آن نه با تأخیر میآید...

    ادامه مطلب