منتظر القائم

متن مرتبط با «پدر یتیمان» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

دلتنگتم پدر ...

  • نیلوبلاگ

    نیمه شب چشم بر چشمان غروب کرده ات دوختم ویک رویای برباد رفته طلوع کرد.با رنگ سرد حسرت جای خالی ات را بر ذره ذره کالبد ثانیه های بی جانم نقاشی کردم .نیمه شبم ...مهمان دلضربه های نبودنت و ندیدنت شد. چندین بارنامت را با سکوت ِ عمیق لبهایم فریاد کردم. بابا... بابا ... بابا ...! کاش در غریبی این روزها ..ریسمان آسمان را نمی گرفتی چه وسعتی دارد این فاصله های کبود !چه سراب شوریده ای نهفته در هر لحظه از عبور !چه بی تعبیر حسرت نگاهم در امتداد جاده ی انتظار می دود بی آنکه نشانی از تو بیابد !چه ساده کرور کرور به یغما میرود هستی ام !چه غمگينانه رها می شوم دردستان تنهایی !چه سوگوارانه لحظات ملتهب تب دار در پی سقوطند !چه شکسته و خاموش در انزوای خویشم !چه سخت تمام خویش را در حصار دلتنگی گم...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی های من برای پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - دلتنگی های من برای پدر .... دلتنگی های من برای پدر .... بــاز دلتنــــــــــــگ و بی قــــــــــــرارم .و بــاز دلـــم به وسعــــــــــــــــــــتسیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــتبا چشمــانی بارونــــــــــــ...

    ادامه مطلب
  • سرداست نبودنت پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - سرداست نبودنت پدر .... سرداست نبودنت پدر .... ..سلام...پدر جانروزهاي زيادي از رفتنت ميگذرد اما هنوز هم هوا سرد است هنوز هم باران مي آيد هنوز هم وقتي دلتنگت ميشومستاره ها را تماشا ميكنم هنوز خيالت با من است در م...

    ادامه مطلب
  • پدر و مادرم...

  • نیلوبلاگ

    ازآنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند . این دو موجود مهربان ، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی آنها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می رسانند و همه امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می کنند . بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند ، بر کسی پوشیده نیست و بر فرزندان لازم است که قدر زحمات پدر و مادر ...

    ادامه مطلب
  • پدر عشق بسوزد ..

  • نیلوبلاگ

    بی سبب نيست زمين سينه ی پرپر دارد به خدا چشم تو يک فاجعه در بر دارد با نسيم سحری شعله نکش می ترسم کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد گر چه از بودن با تو تن من می لرزد فکر تو خواب و خيالی ست که در سر دارد بوی خوش می وزد از سينه ی عطرآگينت دل من ميل به دروازه ی قمصر دارد يا به آتش بکش و يا به دلم راه بده کوچه ی چشم تو يک مشت ستمگر دارد فاصله، درد عجيبی ست ميان من و تو عابری در قفس تنگ، کبوتر دارد گر چه تشويش دل و دين مرا سوزانده پدر عشق بسوزد... به تو باور دارد...

    ادامه مطلب
  • پدر یتیمان

  • نیلوبلاگ

    نه مگر اينکه تو بر خيل يتيمانپدری؟ تو که از خوبترينان جهانخوب تری عصرهرجمعهدر اندوه تو طی خواهد شد تو که در عهد و وفااز همه ی خلق سری بی قراری و غم و غربت و سرگردانی وای بر حال دلمنتظرو بی خبری پابه پای همه ی ثانيه ها می گردم نيست اما اثري ازتوکه صاحب اثری وقت آن نيستبيايیو بمانی تا ما نگذاريم سر از قصه به پای دگری؟ چه کنم با دل تنگ و عطش آمدنت؟ باز همجمعهگذشت ازتونيامد خبری!...

    ادامه مطلب