
نیمه شب چشم بر چشمان غروب کرده ات دوختم ویک رویای برباد رفته طلوع کرد.با رنگxa0 سرد حسرتxa0 جای خالی ات را بر ذره ذره کالبد ثانیه های بی جانم نقاشی کردم .نیمه شبم ...مهمان دلضربه های نبودنت و ندیدنت شد.xa0 چندین بارنامت را با سکوت ِ عمیق لبهایم فریاد کردم. بابا... بابا ... بابا ...! کاش در غریبیxa0 این روزها ..ریسمانxa0 آسمان را نمی گرفتی چه وسعتی دارد این فاصله هایxa0 کبود !چه سرابxa0 شوریده ای نهفته در هر لحظه از عبور !xa0چه بی تعبیر حسرتxa0 نگاهم در امتداد جاده ی انتظار می دود بی آنکه نشانی ا...
ادامه مطلب
منتظر القائم - دلتنگی های من برای پدر .... دلتنگی های من برای پدر .... بــاز دلتنــــــــــــگ و بی قــــــــــــرارمxa0 .و بــاز دلـــم به وسعــــــــــــــــــــتxa0سیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــتxa0با چشمــانی بارونــــــــــــ...
ادامه مطلب
منتظر القائم - سرداست نبودنت پدر .... سرداست نبودنت پدر .... ..سلام...پدر جانxa0روزهاي زيادي از رفتنت ميگذرد اما هنوز هم هوا سرد است هنوز هم باران مي آيد هنوز هم وقتي دلتنگت ميشومxa0ستاره ها را تماشا ميكنم هنوز خيالت با من است در م...
ادامه مطلب
ازآنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند . این دو موجود مهربان ، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی آنها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می رسانند و همه امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می کنند . بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند ، بر ...
ادامه مطلب
بی سبب نيست زمين سينه ی پرپر دارد به خدا چشم تو يک فاجعه در بر دارد با نسيم سحری شعله نکش می ترسم کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد گر چه از بودن با تو تن من می لرزد فکر تو خواب و خيالی ست که در سر دارد بوی خوش می وزد از سينه ی عطرآگينت دل من ميل به دروازه ی قمصر دارد يا به آتش بکش و يا به دلم راه بده کوچه ی چشم تو يک مشت ستمگر دارد فاصله، درد عجيبی ست ميان من و تو عابری در قفس تنگ، کبوتر دارد گر چه تشويش دل و دين مرا سوزانده پدر عشق بسوزد... به تو باور دارد...
ادامه مطلب
نه مگر اينکه تو بر خيل يتيمانxa0پدری؟ تو که از خوبترينان جهانxa0خوب تری xa0 عصرهرxa0جمعهxa0در اندوه تو طی خواهد شد xa0 تو که در عهد و وفاxa0از همه ی خلق سری xa0 بی قراری و غم و غربت و سرگردانی xa0 وای بر حال دلxa0منتظرو بی خبری xa0 پابه پای همه ی ثانيه ها می گردم xa0 نيست اما اثري ازxa0توxa0که صاحب اثری xa0 وقت آن نيستxa0بيايیxa0و بمانی تا ما xa0 نگذاريم سر از قصه به پای دگری؟ xa0 چه کنم با دل تنگ و عطش آمدنت؟ xa0 باز همxa0جمعهxa0گذشت ازxa0توxa0نيامد خبری!...
ادامه مطلب