
تولد پسرم ..تولد یه عشقه در ادامه، هر آنچه باید درباره «تولد پسرم ..تولد یه عشقه» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟تولد پسرم ..تولد یه عشقه پسرم ..نازنین جگر گوشه ام مراقب باش اینجا زمین است اینجا زمین گاهی سخت و گاهی خشک و گاهی نرم و نمنا...
ادامه مطلب
تولد یه عشقه ... موضوع «تولد یه عشقه ...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ...
ادامه مطلب
دیده ام دریاست ... در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «دیده ام دریاست ...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟دیده ام دریاست ...یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میز گرد و بعد متقاعدش کنم ک...
ادامه مطلب
یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میز گرد و بعد متقاعدش کنم که تنهایی چقدررررررررردرد بزرگیست تا لبخند بزرگی شاید، شاید بر صورت گرد زمین نقاشی کند ...من نمک پرونده ی زخمی از آشنا خورده ام و آنقدر با خرابی این گریه ساخته ام که هر کنج این خانه ام دیده ام دریاست...
ادامه مطلب
منتظر القائم - داغ سانچی و دریا دلان آسمانی ... داغ سانچی و دریا دلان آسمانی ... چقدر غم انگیز بود... چند روز بیتابی و بیقراری، اضطراب و دلشوره،دعا و طلب کمک از خداوند، هر روز که گذشت لحظه هاشون بیشتر با اشک و اندوه گره خورد...چقدر توی این مدت رنج کشیدن؟؟ حال خانواده هاشون رو میدیدیم اما به خود دریانوردان چی گذشت؟!!!در تمام این چند روز پیگیر اخبارشون بودیم روزی شنیدیم چین همکاری نمیکنه تا این سوخت تموم بشه که مبادا آب آلوده نشه اشکم در اومد گفتم: چه بیرحمانه ست این جمله کاش نمیشنیدم ، کاش قدر و منزلت مردم ما اینقدری بود که برای نجاتمون تلاش میکردند چطور اینقدر گستاخ شدن برما؟!!!!!دلم سوخت...دلم سوخت...دلم سوخت... برای دریانوردان...باز دیر شد... زود دیر شد... این همه دا...
ادامه مطلب
نیمه شب چشم بر چشمان غروب کرده ات دوختم ویک رویای برباد رفته طلوع کرد.با رنگ سرد حسرت جای خالی ات را بر ذره ذره کالبد ثانیه های بی جانم نقاشی کردم .نیمه شبم ...مهمان دلضربه های نبودنت و ندیدنت شد. چندین بارنامت را با سکوت ِ عمیق لبهایم فریاد کردم. بابا... بابا ... بابا ...! کاش در غریبی این روزها ..ریسمان آسمان را نمی گرفتی چه وسعتی دارد این فاصله های کبود !چه سراب شوریده ای نهفته در هر لحظه از عبور !چه بی تعبیر حسرت نگاهم در امتداد جاده ی انتظار می دود بی آنکه نشانی از تو بیابد !چه ساده کرور کرور به یغما میرود هستی ام !چه غمگينانه رها می شوم دردستان تنهایی !چه سوگوارانه لحظات ملتهب تب دار در پی سقوطند !چه شکسته و خاموش در انزوای خویشم !چه سخت تمام خویش را در حصار دلتنگی گم...
ادامه مطلب
منتظر القائم - دلتنگی های من برای پدر .... دلتنگی های من برای پدر .... بــاز دلتنــــــــــــگ و بی قــــــــــــرارم .و بــاز دلـــم به وسعــــــــــــــــــــتسیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــتبا چشمــانی بارونــــــــــــ...
ادامه مطلب
منتظر القائم - سرداست نبودنت پدر .... سرداست نبودنت پدر .... ..سلام...پدر جانروزهاي زيادي از رفتنت ميگذرد اما هنوز هم هوا سرد است هنوز هم باران مي آيد هنوز هم وقتي دلتنگت ميشومستاره ها را تماشا ميكنم هنوز خيالت با من است در م...
ادامه مطلب
نیمه شب چشم بر چشمان غروب کرده ات دوختم ویک رویای برباد رفته طلوع کرد.با رنگ سرد حسرت جای خالی ات را بر ذره ذره کالبد ثانیه های بی جانم نقاشی کردم .نیمه شبم ...مهمان دلضربه های نبودنت و ندیدنت شد.چندین بارنامت را با سکوت ِ عمیق لبهایم فریاد کردم. ...
ادامه مطلب
بهاخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیستکنـــــار سینی چــــای تـــــو اصلا قند لازم نیستهمیشـه دوستت دارم ـ بــــــه جـــــان مــادرم ـ امــاتو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیستبه لطف طعم لبهای تو شیرین می شود شعرمغــــزل را با عسل می آورم ،هرچند لازم نیستمرا دیوانــــه کردی و هنــــــ...
ادامه مطلب
باز امشب "ليله القدر" خداست ذکر يارب يارب و ورد دعاست... گاه استغفار و دل لرزيدن است... گاه توبه گاه "آمرزيدن" است... گاه عجز و التماس و هم نياز... روبه درگاه کريم چاره ساز... گاه جوشن خوانی شب تا سحر... بارش باران اشک ازچشم تر... پس به وقت ابتهال وحال زار... ياد کن از اين "حقير بيقرار" ...
ادامه مطلب
ازآنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند . این دو موجود مهربان ، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی آنها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می رسانند و همه امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می کنند . بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند ، بر کسی پوشیده نیست و بر فرزندان لازم است که قدر زحمات پدر و مادر ...
ادامه مطلب
خدایا چگونه باشم در این انتظارچگونه تحمل کنم این ندیدن راچگونه باشم در حالی که میدانم او دمی از ما غافل نیست؟او اکنون کجاست؟در اینجا؟در ایران؟در عراق؟یا در عربستان؟ ...........خدایا دلم گرفت ازاینهمه بهانه گرفتندوست دارم ماه باشم تا از آن بالا ببینمت که کجایی.....و می خواهم از خداالا که راز خداییخدا کند که بیایی...
ادامه مطلب
ابرهی در صورت مهتاب بازی می کند باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند گفته ام با بچه ها بابای من می آید و دامن من را پراز اسباب بازی می کند آسمان دیده که هرشب تا دم صبحی رباب با علی اصغرش در خواب بازی می کند عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟؟؟ من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟؟؟...
ادامه مطلب
ایستادگی کن ، ایستادگی کن ؛ و ایستادگی کن ... و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها ، جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذارد ندارند....
ادامه مطلب
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافیست من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست...
ادامه مطلب
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادندچشم های نگران آینه ی تردیدند نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمیهر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خودهمه از دیدن تنهایی خود ترسیدند غرق دریای تو بودند ولی ماهی وارباز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند در پی دوست همه جای جهان را گشتندکس ندیدند در آیینه به خود خندیدند سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش استفصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند تو بیایی همه ساعتها و ثانیه هااز همین روز، همین لحظه، همین دم خوبند...
ادامه مطلب
در حریم پاک سنگر نور پاشیدی دلاوربر هجوم زخم ها، مردانه خندیدی دلاوربا لبانی خشک و دستی پینه بسته پر صلابتبرق آتش بر سر هر خصم باریدی دلاوراز تبار کیستی؟ چون قله ی آتشفشانیذات ققنوسی که در آتش خرامیدی دلاوربر سر و رویت نشسته خاک غربت خاک تربتمگر در سنگرت احرام پوشیدی دلاورکعبه ات را در کدامین آسمان دیدی که هر دمدر طوافش، غرق خون، مستانه چرخیدی دلاور؟ای غروب سرخ تو رنگین کمان باد و بارانپنچه در گردونه ی دوار، پیچیدی دلاورلحظه ی پرواز را آموختی ققنوس آتش؟کاین چنین در قامت محراب رقصیدی دلاوراز تو مانده استخوانی، چفیه ای، سربند سرخیتو...
ادامه مطلب
مادر كه را توان سرودن توستكه هر نفست، منظومه مهر استبه راستي ترا در بند كدامين قافيه توان كشيدكه هر كلامت عشق مكرر استكدامين نقاش رنگ آور را ياراي آن استتا سيماي مهرآذينت را به اسارت تصوير در آوردمهر مجسم را چه كسي قصد تجسم در تنديس سرد داردكدامين چشم را ياراي گريستن در غم توستكه غمت را كهنگي نشايد و يادت را فراموشي!...
ادامه مطلب
من كه دائم پاي خود دل را به دريا مي زنم پيش تو پايش بيفتد قيد خود را مي زنم كعبه اي در سينه ام دارم كه زايشگاه توست از شكاف كعبه گاهي پرده بالا مي زنم اين غبار روي لبهام از فراق بوسه نيست در خيالم بوسه بر پاي تو مولا مي زنم از در مسجد به جرم كفر هم بيرون شوم در ركوعت مي رسم خود را گدا جا مي زنم اينكه روزي با تو مي سنجند اعمال مرا سخت مي ترساندم لبخند اما ميزنم من زني را مي شناسم در قيامت… بگذريم حرفهايي هست كه روز مبادا مي زنم ...
ادامه مطلب