منتظر القائم

متن مرتبط با «باز باران بی ترانه» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

ماجرای ببار باران ...

  • نیلوبلاگ

    ببار باران ... در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «ببار باران ...» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟ببار باران ...کنار واژه ها می نشینم چشمهای بارانی ام را می بندم .اسب خیال  مرا آبی میکند ..رویایم را میبرم تا اوج آسمانها در کهکشا...

    ادامه مطلب
  • ببار باران ...

  • نیلوبلاگ

    کنار واژه ها می نشینم چشمهای بارانی ام را می بندم .اسب خیال مرا آبی میکند ..رویایم را میبرم تا اوج آسمانها در کهکشانها ..فرشتگان را میبینم دانه دانه عشق می شمارند و عاشق میشوند .با رویایی که هزاران س...

    ادامه مطلب
  • ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ...

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای رفته بی خبر به سفر، از سفر بیاخواهی کسی خبر نشود، بی خبر بیاای آفتاب سایه مگیر از سرم ببیندامن پر از ستاره بود چون قمر بیاچشمم چنان دو پنجره?انتظار شدتا باز مانده پنجره هایم ز در بیااز بس که سنگ رو...

    ادامه مطلب
  • بی اعتنا...

  • نیلوبلاگ

    به کسانی که پشت سرتان حرف میزنند بی اعتنا باشید، آنها به همانجا تعلق دارند دقیقا " پشت سرتان...

    ادامه مطلب
  • احوال مشهد ابری و لبریز باران....

  • نیلوبلاگ

    عطر گلاب و زعفران اينجا فراوان است فوج کبوتردر ميان صحن و ايوان است هرشخص را ديدی زيارت آمده اينجا اين بارگاه آيينه ای از جمع خوبان است جاده پُر از دل های عاشق می شود کم کم وقتی که مقصد،خانه شاه خراسان است زخم دلم ديگر شفا خواهد گرفت اين بار ديوار سقاخانه در چشمم نمايان است پای پياده می رسد زائر زهرگوشه مشهد شده رودی که هرلحظه خروشان است دست طلب برداراگرحاجت دلت دارد احوال مشهد ابری و لبريز باران است من دست خالی از حرم بيرون نخواهم رفت تاصاحب اين خانه هم در فکر مهمان است...

    ادامه مطلب
  • باز باران

  • نیلوبلاگ

    باز باران بی بهانه ميخورد بر سقف قلبم يادم آردنينوارا دشت سرشار از بلا را گردش خورشيد غمگين گرم و خونين، لرزش طفلان نالان زير تيغ و نيزه ها را... می دود طفلی سه ساله پر زناله دل شکسته، پای خسته... باز خونی قطره قطرهمی چکد از چوب محمل يادم آرد سر به نيزه غربت دخت علی را باز باران بی بهانه فصل خسته ماه غصه يادم آرد تلخی يكعصر جمعه من شكستم پير و خسته تا بيايی غم گشايی از دل و از جان خسته... "الهی عجل لوليك الفرج" ...

    ادامه مطلب
  • بی تو در حبس ابد تبعیدیم ...

  • نیلوبلاگ

    بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادندچشم های نگران آینه ی تردیدند نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمیهر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خودهمه از دیدن تنهایی خود ترسیدند غرق دریای تو بودند ولی ماهی وارباز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند در پی دوست همه جای جهان را گشتندکس ندیدند در آیینه به خود خندیدند سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش استفصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند تو بیایی همه ساعتها و ثانیه هااز همین روز، همین لحظه، همین دم خوبند...

    ادامه مطلب
  • باز باران ...

  • نیلوبلاگ

    «باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه» خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ خاطرات خوب و شیرین کوچه ها شد،کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز غرق در غمهایامروز یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ٬ بی بهانه شایدم٬ گم کرده خانه ...

    ادامه مطلب
  • مانده ام بی تو چرا باغچه مان گل دارد...

  • نیلوبلاگ

    جمعه ها طبع من احساس تغزل داردنا خود آگاه به سمت تو تمایل داردبی تو چندی است که در کار زمین حیرانممانده ام بی تو چرا باغچه مان گل دارد؟شاید این باغچه ده قرن به استقبالتفرش گسترده و در دست گلایل داردیازده پله زمین رفت به سمت ملکوتیک قدم مانده، زمین شوق تکامل داردجمکران نقطه امید جهان شد که در آنهرچه دل، سمت خدا دست توسل داردهیچ سنگی نشود سنگ صبورت، تنهاتکیه بر کعبه بزن کعبه تحمل دارد...

    ادامه مطلب
  • یا مهدی بیا...عید قربان را عزا کردن بیا

  • نیلوبلاگ

    عید قربان ر ا عزا کردند، یا مهدی بیاآتشی در دل به پا کردند، یا مهدی بیاچون پریشانم دگر شعرم ندارد رنگ و بوطینت خود بر ملا کردند، یا مهدی بیاتا به کی مظلوم بودن؟تا به کی در انزواحیله در کار خدا کردند، یا مهدی بیاراه بستن شد دوباره کار اصحاب یزیدباز جنگ کربلا کردند، یا مهدی بیاجرمشان این بود،در حال عبادت بوده اندفتنه در دشت منا کردند، یا مهدی بیامرگ بر نیرنگ داعش، ننگ بر آل سعودبس جنایت بی ریا کردند، یا مهدی بیا...

    ادامه مطلب