منتظر القائم

متن مرتبط با «تو از تبار» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

تولد پسرم ..تولد یه عشقه

  • نیلوبلاگ

    پسرم ..نازنین جگر گوشه امxa0مراقب باش اینجا زمین است اینجا زمین گاهی سخت و گاهی خشک و گاهی نرم و نمناک است ..اما باید طوری زندگی کنی که همیشه رد پای بودنت برای جهان و جهانیان بماند .نگذار زمین و آسمان س...

    ادامه مطلب
  • تولد یه عشقه ...

  • نیلوبلاگ

    با من نفس بکش پسرم ...من تو را آزاد به دنیا اوردم ، مثل دریا مثل موج،دوست داشتنت برایم بهترین نعمت دنیاست شیرینتر از جانم ....مرا شاد میکند و لبخند را به من هدیه میکند به دنیای تنهای من ،حتی این روزها گاهی پرواز هم میکنم من این دوست داشتن رو بیشتر از هر چیز دنیا دوست میدارمxa0xa0...

    ادامه مطلب
  • بي روي تو از آمده و نآمده سيريم

  • نیلوبلاگ

    بي روي تو از آمده و نآمده سيريم چون پنجره در پنجه ي ديوار اسيريم سهل است دل ساده ي مان را بسپاريم سخت است دلي را که سپرديم بگيريم اين شوق نه امروز پديد آمده در ما ما منتظر مقدمت از روز غديريم اينک نه ...

    ادامه مطلب
  • تولد گل پسرم

  • نیلوبلاگ

    پسر خوشکل مامان ..تو عطر زندگی من هستی که از آن سرمست میشوم. تو ترانه زیبایی هستی که بر لبانم جاری میشود. از اینکه با آمدن تو توانستم مادر شوم، چقدر به خودم میبالم. تولدت مبارک پسر خوبم.19ساله که امدی و من خوشبخترین شدم .بمان برایم تا ابد ...امین یا رب العالمینxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 خدایا سپردمش به ید بیزوال خودتxa0 ..پناهش باش ...xa0 xa...

    ادامه مطلب
  • سالگرد پروانه های پر کشیده از آتش ...

  • نیلوبلاگ

    در آتش سوختی و ساختی افسانهای دیگرمیان شعلهای دیگر، شدی پروانهای دیگرxa0 «بسوزیم و بسازیم»، این قرارِ قصۀ بود، اما تو میسوزی و میسازند خانها، خانهای دیگرxa0 دوباره اشک میباریم و میآید به گوش از دور صدای جغدها این بار از ویرانهای دیگرxa0 سخنها، نوشداروهای بعد از مرگ سهرابند بیاید کاش تدبیری کند، فرزانهای دیگرxa0 اگر دیدی، به عاقلها بگو که چارهای باید که در این چاه، سنگ انداخته، دیوانهای دیگرxa0 من از بیگانگان نالیدهام اما بگو این زخم، از آنِ آشنایی بود یا بیگانهای دیگر؟xa0 کبوتر سوخت، شاید تا رسد...

    ادامه مطلب
  • آغاز امامت عشق ...

  • نیلوبلاگ

    مولای منxa0!xa0می خواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارمxa0،یَسْمَعونَ کَلامیxa0، پس ایxa0آقای مهربانی ها !xa0در آغار سلام علیکم ، xa0نه تنها از طرف من بلکه ،xa0عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِناتxa0، چرا که می دانمxa0یُرَدَُون سْلامی.یابنَxa0الصَّراطِ المُسْتَقیم !xa0امروز می خواهم عهدم را با شماxa0تجدید کنم ، عهدی که بارها آن را شکسته اما،اما هربار به دنبال فرصتی بوده ام که دوباره آن را تجدید کنم . یابنَ البُدورِ المُنیرَه !xa0به من هم حق بده که گاهی تو را فراموش کنم چرا کهxa0عَزیز عَ...

    ادامه مطلب
  • تولد عشقم

  • نیلوبلاگ

    می گویند هر کسی نیمه ای گمشده دارد،تو اما مرد من “تمام” گمشده ی منی… و من یک “هیچ” ناتمام که با تو “هست” می شوم این “هیچ” ناتمامxa0عاشقانهxa0تو را دوست دارد… ای مرد دوست داشتنی دنیای زنانه ام……تولدت مبارک ...

    ادامه مطلب
  • تولد عشقم

  • نیلوبلاگ

    می گویند هر کسی نیمه ای گمشده دارد، تو اما مرد من “تمام” گمشده ی منی… و من یک “هیچ” ناتمام که با تو “هست” می شوم این “هیچ” ناتمامxa0عاشقانهxa0تو را دوست دارد… ای مرد دوست داشتنی دنیای زنانه ام……تولدت مبارک ...

    ادامه مطلب
  • تولد نور ...یا ضامن اهو

  • نیلوبلاگ

    مثل کبوتران شما گرچه می پرمآنها کبوترند و من از جنس دیگرمدیوارها فضای دلم را گرفته انددیگر هوای پرزدن افتاده از سرماین شهر بسته بال مرا؛ این حصارهاتا آسمان کشیده شده در برابرمگاهی برای بال زدن، آسمان کم استیا صحن قدس باید و یا گنبد حرمآقای من! ببخش اگر بال من شکستبر من مگیر خرده اگر کم میاورماین روز...

    ادامه مطلب
  • دلتنگ تو ام آقا جان ....

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته....لحظه اوج دلتنگیم ،در خیالم غرق غرق و چشمانم نمناک و نمناک xa0.صدای زنگ تلفن خیالم را به هم میزند عزیزی از حرم امام رضا(ع) زنگ مي زند ...میگویدآمدم پابوس امام رضا قسمت تو شود گریه ام تبدیل به هق هق میشود xa0با مهر میگوید xa0هر چه میخواهد دل تنگت به اقا بگو سبک میشوی .بگو .....هاج واج میشوم . گ...

    ادامه مطلب
  • گریه کن از داغ رهبر ...گریه کن ...14خرداد رحلت رهبر فرزانه ایران

  • نیلوبلاگ

    گریه کن ابر بهاری گریه کنبا من از این سوگواری گریه کن xa0دل ندارد طاقت هجران اوxa0 با دل من خود به یاری گریه کن در فراق چهره مولای خویش نایداز من هیچ کاری گریه کن چون دهم شرح غم اش را با کسی تا همیشه، سوگواری گریه کن دل به عشق اش داده ام دلداده ام بهر این دل، دلفکاری گریه کن می رسد خرداد و داداز یادِ او...

    ادامه مطلب
  • دوازده ....

  • نیلوبلاگ

    ای التماس و خواهش بالا دوازدهظهر اذان عقربه ها هم دوازده من حقم است هشت بگیرمxa0 چرا که من یک جمله هم نساختم با دوازده با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی یک دو سه هفت هشت نه آقا دوازده بی تو تمام اهل قیامت هم رفوزند ای نمره قبولی دنیا دوازده ثانیه های کند توسل می آورند یا صاحب الزمان خدایا دوازده حالا که...

    ادامه مطلب
  • ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ...

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای رفته بی خبر به سفر، از سفر بیاخواهی کسی خبر نشود، بی خبر بیاای آفتاب سایه مگیر از سرم ببیندامن پر از ستاره بود چون قمر بیاچشمم چنان دو پنجره?انتظار شدتا باز مانده پنجره هایم ز در بیااز بس که سنگ رو...

    ادامه مطلب
  • نازنین صبر.... اندازه دارد

  • نیلوبلاگ

    تفعل زدم نیمه ی شب به قرآن / کتابی که از وحی شیرازه دارد xa0 برای دلم آیه ی صبر آمد / ولی نازنین ،صبر ، اندازه دارد . . . آی آدمها !آی ادمهاxa0 xa0امروز برای آقامون امام زمان .برای سلامتیش .برای زود رسیدنش اسپند رو آتیش بریزیم دودش رو از پنجره خونه بیرون بفرستیم تا بره xa0پخش بشه تو اسمون xa0تا نااهلان نتونن ...

    ادامه مطلب
  • دیدن روی تو ...

  • نیلوبلاگ

    دیدن صورت ماه تو چه دیدن داردناز تو حضرت عباس!کشیدن داردمن فقط تشنه ی یک جرعه نگاهت هستمناز عباسی دلدار خریدن داردهر شب انگار به دل بال و پری می بخشیکه بسوی تو چنین شوق پریدن داردیوسف ام بنین!ماه شب چاردهموصف زیبایی ات انگشت بریدن داردعشق تو ریشه دوانده ست به اعماق دلمقلب من با تو فقط حال تپیدن داردقسمتم نیست اگر یک سفر کرب و بلاتو بگو:"نه" که همین نیز شنیدن داردمثل دیوانه ی عاشق که به معشوق رسدکربلا بین دو گنبدچه دویدن دارد...

    ادامه مطلب
  • ناز این دلبر ...عباس

  • نیلوبلاگ

    ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد نمک عشق ِ اباالفضل چشیدن دارد xa0تیغ کافیست، ترنج از سرراهم بردار مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد xa0راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد xa0xa0هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا xa0صحن بین الحرمین ست دویدن دارد xa0حق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد xa0اضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست بی علمدارشدن، رنگ پریدن دارد xa0سربازار نباید به تو می خندیدند جگر ِ گریه گریبان دریدن دارد xa0اشکهایت سرنی حرفِ دلِ زینب بود xa0 ...

    ادامه مطلب
  • موی سپید تو ....

  • نیلوبلاگ

    موی سپید تو، کتاب پربهای تجربه هاست و سینه ات مالامال از آلام زندگی. تو از غصّه ها، قصّه های بسیار شنیده ای. تو گنج رنج های روزگاری و تقویم نانوشته عبرت ها. گفته های تو روشنی بخش راه زیستنمان و چشمان کم سوی تو، ستاره های شبستانِ زندگی ماست. دست های پینه بسته ات جغرافیای دردهای زمین است و چین های پیشانی ات تاریخ مرارت های روزگار. پشت تو را انبوه تجربه ها خمیده است و پای تو از سنگینی عبرت ها می لغزد. تو معلّم خانواده و الگوی جامعه ای. ما بر قامت به رکوع رفته تو سجده احترام می گزاریم و بر دستان پین...

    ادامه مطلب
  • پرواز تا خدا ...

  • نیلوبلاگ

    دویدن بیاموز، پرواز را و اشتیاق راxa0وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.xa0دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.بادها از رفتن به من چیزی نگف...

    ادامه مطلب
  • روایتی از اعمال انسان ...

  • نیلوبلاگ

    مردی در جهنم بود که فرشته ای برای کمک به او آمدو گفت من تورا نجات می دهم برای اینکه تو روزی کاری نیک انجام داده ای فکرکن ببین آن را به خاطر می آوری یا نه؟او فکر کرد و به یادش آمد که روزی در راهی که می رفت عنکبوتی را دید امابرای آنکه او را له نکند راهش را کج کرد و از سمت دیگری عبور کردفرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنکبوتی پایین آمد و فرشته گفت تارعنکبوت را بگیر و بالا برو تا به بهشت بروی.مرد تار عنکبوت را گرفت درهمین هنگام جهنمیان دیگر هم که فرصتی برای نجات خود یافتند به سمت تار عنکبوت دست دراز...

    ادامه مطلب
  • تو همان جنت موعود خدایی...

  • نیلوبلاگ

    تو که از ديدن هر منظره دلخواه تری می توانی به نگاهی دل ما را ببری وصف زيبايی تو در همه جا پيچيده پرده از چهره بينداز که از ماه، سری تو همان جنت موعود خدائی و دمی روی ما کاش که بگشايی از آن باغ، دری توئی آن نغمه ی زيبا که به هنگام اذان از گلوی همه ی مأذنه ها می گذری چقدر ندبه کنان رو به افق خيره شويم؟ کاش می داشت دعامان سر سوزن اثری مثل هر روز نشستيم بيايی، اما نوعی از خانه به دوشی است همين بی خبری بهترين لحظه ی عمر است بيايد روزی که ببينيم چو خورشيد به ما می نگری xa0...

    ادامه مطلب