منتظر القائم

متن مرتبط با «تقدیم به پدر شهیدم» در سایت منتظر القائم نوشته شده است

سلام ی به آقا مون امام زمان ...

  • نیلوبلاگ

    می دونی چطور می شه با امام زمان دوست شد؟ نمي دوني خب اشكالي نداره متن زير رو بخون تا بدوني راحتترين راه اينه كه به امام مهربانمون سلام بديم. همين يك كلمه. حتما ميدونيد كه سلام كردن م...

    ادامه مطلب
  • دلتنگتم پدر ...

  • نیلوبلاگ

    نیمه شب چشم بر چشمان غروب کرده ات دوختم ویک رویای برباد رفته طلوع کرد.با رنگ سرد حسرت جای خالی ات را بر ذره ذره کالبد ثانیه های بی جانم نقاشی کردم .نیمه شبم ...مهمان دلضربه های نبودنت و ندیدنت شد. چندین بارنامت را با سکوت ِ عمیق لبهایم فریاد کردم. بابا... بابا ... بابا ...! کاش در غریبی این روزها ..ریسمان آسمان را نمی گرفتی چه وسعتی دارد این فاصله های کبود !چه سراب شوریده ای نهفته در هر لحظه از عبور !چه بی تعبیر حسرت نگاهم در امتداد جاده ی انتظار می دود بی آنکه نشانی از تو بیابد !چه ساده کرور کرور به یغما میرود هستی ام !چه غمگينانه رها می شوم دردستان تنهایی !چه سوگوارانه لحظات ملتهب تب دار در پی سقوطند !چه شکسته و خاموش در انزوای خویشم !چه سخت تمام خویش را در حصار دلتنگی گم...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی های من برای پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - دلتنگی های من برای پدر .... دلتنگی های من برای پدر .... بــاز دلتنــــــــــــگ و بی قــــــــــــرارم .و بــاز دلـــم به وسعــــــــــــــــــــتسیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــتبا چشمــانی بارونــــــــــــ...

    ادامه مطلب
  • سرداست نبودنت پدر ....

  • نیلوبلاگ

    منتظر القائم - سرداست نبودنت پدر .... سرداست نبودنت پدر .... ..سلام...پدر جانروزهاي زيادي از رفتنت ميگذرد اما هنوز هم هوا سرد است هنوز هم باران مي آيد هنوز هم وقتي دلتنگت ميشومستاره ها را تماشا ميكنم هنوز خيالت با من است در م...

    ادامه مطلب
  • به اخمت خستگی در میرود ....

  • نیلوبلاگ

    بهاخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیستکنـــــار سینی چــــای تـــــو اصلا قند لازم نیستهمیشـه دوستت دارم ـ بــــــه جـــــان مــادرم ـ امــاتو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیستبه لطف طعم لبهای تو شیرین می شود شعرمغــــزل را با عسل می آورم ،هرچند لازم نیستمرا دیوانــــه کردی و هنــــــ...

    ادامه مطلب
  • پدر و مادرم...

  • نیلوبلاگ

    ازآنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند . این دو موجود مهربان ، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی آنها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می رسانند و همه امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می کنند . بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند ، بر کسی پوشیده نیست و بر فرزندان لازم است که قدر زحمات پدر و مادر ...

    ادامه مطلب
  • تو از تبار بهاری ...آقا جان

  • نیلوبلاگ

    تو از تبار بهاری چگونه بی تو بمانم شمیم عاطفه داری چگونه بی تو بمانم تو از سلاله نوری، تو آفتاب حضوری به رخش صبح سواری چگونه بی تو بمانم تویی که باده نابی و گرنه بی تو چه سخت است تمام عمر خماری، چگونه بی تو بمانم ببار ابر بهاری هنوز شهره شهر است کرامتی که تو داری چگونه بی تو بمانم بیا به خانه دلu200fها که در فراق تو دل را نمانده است قراری چگونه بی تو بمانم...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به شهید مدافع حرم ....شب جمعه هست یادش کنیم با یک صلوات .

  • نیلوبلاگ

    دیرگاهیست گلو بغض مکرر دارد / چند روزیست قلم حالت نشتر دارد کوفیان داعیه ی مسجد و منبر دارند / عمر سعد زمان٬ وسوسه ی زر دارد یادمان هست٬ اجداد شما٬کرب بلا… / شیعه از تیغ شما داغ به پیکر دارد بی سبب نیست که از شام٬ عراق آمده اید / حضرت عمه ی سادات٬ برادر دارد و شما کمتر از آنید٬ حسین تیغ کشد / کمتر از آنکه علمدار علم بردارد ما جوانان بنی فاطمی اربابیم / بی حیا!عمه ی ما مالک اشتر دارد ایل ما ایل عجم هاست که یک کودک ما / جگری با جگر شیر برابر دارد اینکه ما دست به شمشیر و زره ایستادیم / سبب این است که این طایفه رهبر دارد نه عراق است و نه سوریه خیالت راحت / کشور ضامن ...

    ادامه مطلب
  • کعبه ای در سینه دارم...

  • نیلوبلاگ

    من كه دائم پاي خود دل را به دريا مي زنم پيش تو پايش بيفتد قيد خود را مي زنم كعبه اي در سينه ام دارم كه زايشگاه توست از شكاف كعبه گاهي پرده بالا مي زنم اين غبار روي لبهام از فراق بوسه نيست در خيالم بوسه بر پاي تو مولا مي زنم از در مسجد به جرم كفر هم بيرون شوم در ركوعت مي رسم خود را گدا جا مي زنم اينكه روزي با تو مي سنجند اعمال مرا سخت مي ترساندم لبخند اما ميزنم من زني را مي شناسم در قيامت… بگذريم حرفهايي هست كه روز مبادا مي زنم ...

    ادامه مطلب
  • پدر عشق بسوزد ..

  • نیلوبلاگ

    بی سبب نيست زمين سينه ی پرپر دارد به خدا چشم تو يک فاجعه در بر دارد با نسيم سحری شعله نکش می ترسم کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد گر چه از بودن با تو تن من می لرزد فکر تو خواب و خيالی ست که در سر دارد بوی خوش می وزد از سينه ی عطرآگينت دل من ميل به دروازه ی قمصر دارد يا به آتش بکش و يا به دلم راه بده کوچه ی چشم تو يک مشت ستمگر دارد فاصله، درد عجيبی ست ميان من و تو عابری در قفس تنگ، کبوتر دارد گر چه تشويش دل و دين مرا سوزانده پدر عشق بسوزد... به تو باور دارد...

    ادامه مطلب
  • خوش به حال مدافعان حرم ....

  • نیلوبلاگ

    عشق یک سینه ی پر از آه و یک دل بی قرار میخواهد خواب راحت برای عاشق نیست عاشقی حال زار میخواهد دیدن یارگرچه شیرین است نیست عاشق کسی که خودبین است حرف عشاق واقعی این است هرچه میل نگار میخواهد مدتی هست یادمان رفته پسری مانده از تبار علی او که مثل حسن برای قیام بی سپاه است و یار میخواهد یار هرکس به غیر او بودیم دل به هرکس به غیر او دادیم چه کسی را عزیز تر از او دل از این روزگار می خواهد؟ چند روزی به سمت آقاییم چندماهی به سمت دنیاییم بی تفاوت به اینکه جاده وصل قدمی استوار می خواهد خوش به حال مدافعان حرم عشق را در عمل نشان دادند تا بفهمیم یوسف زهرا عاشقی جان نثا...

    ادامه مطلب
  • محتاجن به دعا ی شما ...

  • نیلوبلاگ

    غروب عید قربان تقدیر مرا برای دیدن عزیزی راهی بیمارستان کرد.بخش دیالیز ! راهروهاي طويل و اتاق هايي که در موازات هم قرار گرفته اند، يک به يک از نظرم گذشت . بیمارستان ! اگر سقف را نگاه کني لامپ هاي مهتابي را مي بيني که در يک راستا قرار گرفته و نورافشاني مي کنند اما حضور دلگير مهتابي ها، خفقان سقف را توجيه نمي کند. اينجا بيمارستان است !!بیمارستان !. در هر اتاق تعدادي بيمار با لباس آبي روي تخت دراز کشيده اند، چه غروب دلگيري دارد اينجا.پنجره هايي که رو به يک ديوار ديگر باز مي شود آبي آسمان را از نگاه بيماران دزديده اند. اينجا انتظار، لحظه به لحظه معنا پيدا مي ک...

    ادامه مطلب
  • عرفه معرفت یار به دلدلر بود...

  • نیلوبلاگ

    عرفه، معرفت یار به دلدار بودعرفه، جلوه گه دیده بیدار بودعرفه، رازو نیاز است به پهنای وجودعرفه ، گریه عشق است به هنگام سجودعرفه، حرف من و توست که او میگویدعرفه ،شرط حضور است که او میگویدعرفه، سوز و گداز منِ بی سامان استعرفه ، باغ نیازم که دراین دامان استعرفه نور بود معرفت و شور بوددل بیدار بدان جلوه ای از طور بودعرفه وصف خداوند ز لبهای خود استعرفه ،عشق نگرغرق به دریای خود استزائرین عرفات و زمزمه ، ذکر دعادلربا تر ز همه ، نام حسین و کربلاکر بلا و قتلگاه ومشکِ خشک وعلقمههنوزم رسد به گوش ناله و آه فاطمه...

    ادامه مطلب
  • پدر یتیمان

  • نیلوبلاگ

    نه مگر اينکه تو بر خيل يتيمانپدری؟ تو که از خوبترينان جهانخوب تری عصرهرجمعهدر اندوه تو طی خواهد شد تو که در عهد و وفااز همه ی خلق سری بی قراری و غم و غربت و سرگردانی وای بر حال دلمنتظرو بی خبری پابه پای همه ی ثانيه ها می گردم نيست اما اثري ازتوکه صاحب اثری وقت آن نيستبيايیو بمانی تا ما نگذاريم سر از قصه به پای دگری؟ چه کنم با دل تنگ و عطش آمدنت؟ باز همجمعهگذشت ازتونيامد خبری!...

    ادامه مطلب