
دیده ام دریاست ... در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «دیده ام دریاست ...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟دیده ام دریاست ...یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میز گرد و بعد متقاعدش کنم ک...
ادامه مطلب
معلوم نیست ... در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «معلوم نیست ...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟معلوم نیست ...عاشقم من !می روم تا پای جان !؟معلوم نیستنه !از اینجا انتهای داستان معلوم نیست خسته شد در راه اگر از عشق آیا ممک...
ادامه مطلب
باش خوش میگذرد ... اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «باش خوش میگذرد ...» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟باش خوش میگذرد ...من سنگ صبورخدا نیستم ...اما خدای من عجیب دوست دارد غم تنهایی و تمام درد های عالم را ح...
ادامه مطلب
سنگ صبورم ... اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «سنگ صبورم ...» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خوشبختی یعنی با امام زمانت باشی آقا جان عالم از توست غریبانه چرا میگردی ؟سنگ صبورم ...باید قدر دانست بودن ها را و نبودن ها را باید به نظاره نشست باید صبور بود در برابرناملایمات باید قدر...
ادامه مطلب
آسمان غمگین است و دلم قدر غزل تنگشده !گله دارم من از این گنبد دوار بلندکه چرا روز بهار آسمان درهم برهم شده استو عجب بغض عجیبی کرده ،گریه کن ،با من دل تنگ بگو درد دلتمن به هر غمزده ای میگویم ؛آسمان...
ادامه مطلب
یه روز منو و خدا دوتایی باید بشینیم فقط فقط دوتایی ...اونم ترجیعادور یه میز گرد و بعد متقاعدش کنم که تنهایی چقدررررررررردرد بزرگیست تا لبخند بزرگی شاید، شاید بر صورت گرد زمین نقاشی کند ...من نمک پرونده ی زخمی از آشنا خورده ام و آنقدر با خرابی این گریه ساخته ام که هر کنج این خانه ام دیده ام دریاست...
ادامه مطلب
بي روي تو از آمده و نآمده سيريم چون پنجره در پنجه ي ديوار اسيريم سهل است دل ساده ي مان را بسپاريم سخت است دلي را که سپرديم بگيريم اين شوق نه امروز پديد آمده در ما ما منتظر مقدمت از روز غديريم اينک نه ...
ادامه مطلب
منتظر القائم - داغ سانچی و دریا دلان آسمانی ... داغ سانچی و دریا دلان آسمانی ... چقدر غم انگیز بود... چند روز بیتابی و بیقراری، اضطراب و دلشوره،دعا و طلب کمک از خداوند، هر روز که گذشت لحظه هاشون بیشتر با اشک و اندوه گره خورد...چقدر توی این مدت رنج کشیدن؟؟ حال خانواده هاشون رو میدیدیم اما به خود دریانوردان چی گذشت؟!!!در تمام این چند روز پیگیر اخبارشون بودیم روزی شنیدیم چین همکاری نمیکنه تا این سوخت تموم بشه که مبادا آب آلوده نشه اشکم در اومد گفتم: چه بیرحمانه ست این جمله کاش نمیشنیدم ، کاش قدر و منزلت مردم ما اینقدری بود که برای نجاتمون تلاش میکردند چطور اینقدر گستاخ شدن برما؟!!!!!دلم سوخت...دلم سوخت...دلم سوخت... برای دریانوردان...باز دیر شد... زود دیر شد... این همه دا...
ادامه مطلب
در آتش سوختی و ساختی افسانهای دیگرمیان شعلهای دیگر، شدی پروانهای دیگر «بسوزیم و بسازیم»، این قرارِ قصۀ بود، اما تو میسوزی و میسازند خانها، خانهای دیگر دوباره اشک میباریم و میآید به گوش از دور صدای جغدها این بار از ویرانهای دیگر سخنها، نوشداروهای بعد از مرگ سهرابند بیاید کاش تدبیری کند، فرزانهای دیگر اگر دیدی، به عاقلها بگو که چارهای باید که در این چاه، سنگ انداخته، دیوانهای دیگر من از بیگانگان نالیدهام اما بگو این زخم، از آنِ آشنایی بود یا بیگانهای دیگر؟ کبوتر سوخت، شاید تا رسد سودی به صیادی که اینجا دامِ دیگر پهن کرد و دانهای دیگر کمی ای کاش انسانتر شویم، ای کاش برخیزیم از این آوارها، با غیرت مردانهای دیگر من امشب معنیات را ای پدر! احساس کردم که نمییابم برای اشکهایم شانهای، دیگر شهیدی؛ شعله...
ادامه مطلب
مولای من!می خواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم،یَسْمَعونَ کَلامی، پس ایآقای مهربانی ها !در آغار سلام علیکم ، نه تنها از طرف من بلکه ،عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات، چرا که می دانمیُرَدَُون سْلامی.یابنَالصَّراطِ المُسْتَقیم !امروز می خواهم عهدم را با شماتجدید کنم ، عهدی که بارها آن را شکسته اما،اما هربار به دنبال فرصتی بوده ام که دوباره آن را تجدید کنم . یابنَ البُدورِ المُنیرَه !به من هم حق بده که گاهی تو را فراموش کنم چرا کهعَزیز عَلیَّ عَنْ اَرَی الخَلْقَ وَ لا تری، اما با همه ی وجودم اقرار می کنم تو را دوست دارم . یابنَ یس وَ الذَّاریات !به من هم لیاقت بده در چنین روزی دستانم را بالا برم و از خدای بخواهمعَجّلْ لَنا ظُهورَه،چرا که معتقدم ،نَریه قریب...
ادامه مطلب
منتظر القائم - دلتنگی های من برای پدر .... دلتنگی های من برای پدر .... بــاز دلتنــــــــــــگ و بی قــــــــــــرارم .و بــاز دلـــم به وسعــــــــــــــــــــتسیــــاهی جاده ی احســاس گرفـــــتبا چشمــانی بارونــــــــــــ...
ادامه مطلب
منتظر القائم - سرداست نبودنت پدر .... سرداست نبودنت پدر .... ..سلام...پدر جانروزهاي زيادي از رفتنت ميگذرد اما هنوز هم هوا سرد است هنوز هم باران مي آيد هنوز هم وقتي دلتنگت ميشومستاره ها را تماشا ميكنم هنوز خيالت با من است در م...
ادامه مطلب
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ هایﻭﺟﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﺑﺮﺍﻱ ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﻭﻗﻔﻪ،ﺑﻴﺨﻴﺎﻟﻲ ﻫﺎﻱ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ،ﻧﺎﺯ ﻭ ﻛﺮﺷﻤﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻭ ﺁﻳﻨﻪﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﻲ ﺩﻟﻴﻞ،ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕﻣﻬﺎﺭ ﻧﺸﺪﻧﻲ،ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ،ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺯﻙ ﻧﺎﺭﻧﺠﻲﺩﺭﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺑﻲ ﻫﻮﺍ ﺍﻳﻦﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ !ﭼﻪ ﻗﺪﻱ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﻃﺎﻗﺘﻢ !ﺿﺮﺑﺎﻫﻨﮓ ﻗﻠﺒﻢ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡﻭ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻣﻴﺰﻧﺪ !ﭼﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺍﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﻭﺯﻱ،ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ...
ادامه مطلب
مثل کبوتران شما گرچه می پرمآنها کبوترند و من از جنس دیگرمدیوارها فضای دلم را گرفته انددیگر هوای پرزدن افتاده از سرماین شهر بسته بال مرا؛ این حصارهاتا آسمان کشیده شده در برابرمگاهی برای بال زدن، آسمان کم استیا صحن قدس باید و یا گنبد حرمآقای من! ببخش اگر بال من شکستبر من مگیر خرده اگر کم میاورماین روز...
ادامه مطلب
آسمان دل غربتکده ام بارانی ست ابری ام دیده ی ماتم زده ام بارانی ست مثل پروانه دلم دربه در سوختن است گریه ی شمع همه زیر سر سوختن است این چه داغیست که جان همه را سوزانده است در دل قبر دل فاطمه را سوزانده است این چه دردیست که تا یاد غمش می افتم مثل خس در گذر باد غمش می افتم در هوایش که به من نام معلق ب...
ادامه مطلب
گریه کن ابر بهاری گریه کنبا من از این سوگواری گریه کن دل ندارد طاقت هجران او با دل من خود به یاری گریه کن در فراق چهره مولای خویش نایداز من هیچ کاری گریه کن چون دهم شرح غم اش را با کسی تا همیشه، سوگواری گریه کن دل به عشق اش داده ام دلداده ام بهر این دل، دلفکاری گریه کن می رسد خرداد و داداز یادِ او...
ادامه مطلب
من گریه می ریزم به پای جاده ات، تا آئینه کاری کرده باشم مقدمت را اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟ ای پاسخ آدینه های پر معمّا بی تو سرودیم آنچه باید می سرودیم یعنی در آوردیم بابای غزل را حتمّی ِ بی چون و چرای سبز برگرد... راحت شویم از دست اما و اگرها آب و هوای خیمه ی سبزت چگونه است؟ اینجا گهی سرد است و گا...
ادامه مطلب
ای التماس و خواهش بالا دوازدهظهر اذان عقربه ها هم دوازده من حقم است هشت بگیرم چرا که من یک جمله هم نساختم با دوازده با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی یک دو سه هفت هشت نه آقا دوازده بی تو تمام اهل قیامت هم رفوزند ای نمره قبولی دنیا دوازده ثانیه های کند توسل می آورند یا صاحب الزمان خدایا دوازده حالا که...
ادامه مطلب
منتظر القائم - ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای بیخبر رفته از سفر بییخبر بیا ... ای رفته بی خبر به سفر، از سفر بیاخواهی کسی خبر نشود، بی خبر بیاای آفتاب سایه مگیر از سرم ببیندامن پر از ستاره بود چون قمر بیاچشمم چنان دو پنجره?انتظار شدتا باز مانده پنجره هایم ز در بیااز بس که سنگ رو...
ادامه مطلب
تفعل زدم نیمه ی شب به قرآن / کتابی که از وحی شیرازه دارد برای دلم آیه ی صبر آمد / ولی نازنین ،صبر ، اندازه دارد . . . آی آدمها !آی ادمها امروز برای آقامون امام زمان .برای سلامتیش .برای زود رسیدنش اسپند رو آتیش بریزیم دودش رو از پنجره خونه بیرون بفرستیم تا بره پخش بشه تو اسمون تا نااهلان نتونن ...
ادامه مطلب