احوال مشهد ابری و لبریز باران....
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 12:35
عطر گلاب و زعفران اينجا فراوان است فوج کبوتردر ميان صحن و ايوان است هرشخص را ديدی زيارت آمده اينجا اين بارگاه آيينه ای از جمع خوبان است جاده پُر از دل های عاشق می شود کم کم وقتی که مقصد،خانه شاه خراسان است زخم دلم ديگر شفا خواهد گرفت اين بار ديوار سقاخانه در چشمم نمايان است پای پياده می رسد زائر زهر...
تو همان جنت موعود خدایی...
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 12:35
تو که از ديدن هر منظره دلخواه تری می توانی به نگاهی دل ما را ببری وصف زيبايی تو در همه جا پيچيده پرده از چهره بينداز که از ماه، سری تو همان جنت موعود خدائی و دمی روی ما کاش که بگشايی از آن باغ، دری توئی آن نغمه ی زيبا که به هنگام اذان از گلوی همه ی مأذنه ها می گذری چقدر ندبه کنان رو به افق خيره شويم...
باز باران
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 12:35
باز باران بی بهانه ميخورد بر سقف قلبم يادم آردxa0نينواxa0را دشت سرشار از بلا را گردش خورشيد غمگين گرم و خونين، لرزش طفلان نالان زير تيغ و نيزه ها را... می دود طفلی سه ساله پر زناله دل شکسته، پای خسته... باز خونی قطره قطرهxa0می چکد از چوب محمل يادم آرد سر به نيزه غربت دخت علی را باز باران بی بهانه فص...
تخته گاز نرو...
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 12:35
ماشین ات که جوش می آورد ..؛ حرکت نمی کنی.. کنار زده و می ایستی ! وگرنه ممکن است ماشین آتش بگیرد . خودت هم همینطوری... وقتی جوش می آوری ،عصبی و عصبانی می شوی ؛xa0تخته گاز نرو ! بزن کنار ! ساکت باش..! و هیچ نگو... وگرنه هم به خودت آسیب میزنی هم به اطرافیان... xa0
مگر شک داری؟
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 12:35
آسمان آبی آبیست مگر شک داری..؟ بگذار دنیا مرا نادیده بگیرد، بگذار زمین و زمان بر سرم آوار شود.. دلم را بشکند و پایم را به زنجیر بکشد.. ولی باز این روزگار است که شکست خورده.. xa0میگویند خواستن توانستن است... من سهمم را از روزگار خواهم گرفت. xa0میگویند تنها کسی نمیتواند که ناامید است. xa0من ناامید نیس...
ایستادگی ...
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 12:35
ایستادگی کن ، xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0xa0 xa0xa0xa0 ایستادگی کن ؛ xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0 xa0xa0xa0 و ایستادگی کن ... و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها ، جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذاردxa0 ندارند.
اسمانی ...تو در آن گستره خورشیدی کن
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:46
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست xa0گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست xa0قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست xa0آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافیست xa0من همین قدر که ...
لکنت گرفته ام...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:46
باران لحظه های پر از خشکـسالـیَم! xa0 احساس آبی غزلِ احتمالـیَم! xa0 در این خانه ی کوچک و چند متری م ، دلخوشم xa0 با رنگ آسمانی ِ گلهای قالـیَم xa0 تا کی صدای آمدنت طول می کشد؟ xa0 پیغمبر قبیله! امام اهالـیَم! xa0 وقتی غروب می شود و گریه می کنی xa0 آیا نمی شود به نگاهت بـمالـیَم xa0 دنبال ارتفاع ِ خ...
نفسم را بریده هجرانت...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:46
نفسم را بريده هجرانت ... نه ...نفس ... نه هوا نمی خواهم خوب من ! هيچ چيز خوبی را مثل تو از خدا نمی خواهم کوچه های غريب دنيا را ، عطر نرگس به وجد آورده من از اين زندگی به جز عطر ِ ...خوب ِ اين کوچه ها نمی خواهم قدم ات روی چشم ها برگرد... غيبت تو مصيبت ِ عظماست هيچ چيزی من از قدمهايت ... غير رفع بلا ن...
تو از تبار بهاری ...آقا جان
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:45
تو از تبار بهاری چگونه بی تو بمانم شمیم عاطفه داری چگونه بی تو بمانم تو از سلاله نوری، تو آفتاب حضوری به رخش صبح سواری چگونه بی تو بمانم تویی که باده نابی و گرنه بی تو چه سخت است تمام عمر خماری، چگونه بی تو بمانم ببار ابر بهاری هنوز شهره شهر است کرامتی که تو داری چگونه بی تو بمانم بیا به خانه دلu200...
بی تو در حبس ابد تبعیدیم ...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:45
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادندچشم های نگران آینه ی تردیدند نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمیxa0هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خودهمه از دیدن تنهایی خود ترسیدند غرق دریای تو بودند ولی ماهی وا...
کاش صاحب برسد...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:45
کاش صاحب برسد بنده به زنجیر کند این جوانان همه را در ره خود پیر کند هیچ کس کاش نباشد نگهش بر راهی چشمxa0xa0بر درxa0xa0بُودxa0xa0و دلبرxa0xa0xa0اوxa0xa0دیرxa0xa0کند کاش چشم گل زهرا به دل ماxa0xa0افتد با نگاهش به دلxa0xa0غمزدهxa0xa0تأثیرxa0xa0کند کاش از روی ترحم گذرد برxa0xa0دلxa0xa0من خود بسازد دل وی...
تقویم زمان....
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:45
روزها بگذشت و تقویم زمان تکمیل شد سالمان با صوت "حوّل حالنا" تحویل شد xa0 باز هم بر ما، به خاک افتادگان درگهت صبح غمگینی ـ بدون حضرتت ـ تحمیل شد xa0 بی تو حال خستهای دارد بهاران بعد از این بی تو حتی در هبوط دردها تعجیل شد xa0 آسمان بارید، هفتاد و دو ساعت بعد تو آن قدر تا در زمین نام "جنون" تشکیل شد ...
تقدیم به شهید مدافع حرم ....شب جمعه هست یادش کنیم با یک صلوات .
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:45
دیرگاهیست گلو بغض مکرر دارد / چند روزیست قلم حالت نشتر دارد کوفیان داعیه ی مسجد و منبر دارند / عمر سعد زمان٬ وسوسه ی زر دارد یادمان هست٬ اجداد شما٬کرب بلا… / شیعه از تیغ شما داغ به پیکر دارد بی سبب نیست که از شام٬ عراق آمده اید / حضرت عمه ی سادات٬ برادر دارد و شما کمتر از آنید٬ حسین تیغ کشد / کمتر ا...
تا کور شود هر انکه نتواند دید ...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:45
ما شیعه حیدریم و سرافرازیم دل به عشق آل فاطمه میبازیم xa0 فرمانده لشکری ما عباس است در ارتش او تا به ابد سربازیم تا کور شود هر آنکه نتواند دید ما به بارگاه اهلبیت می نازیم از صحن رقیه تا حریم زینب xa0بین الحرمین دیگری میسازیم
باز باران ...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 11:24
«باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه» خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ خاطرات خوب و شیرین کوچه ها شد،xa0کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز غرق در غمهایxa0امروز یاد باران رفته ...
میلاد هفتمین اختر اسمانی....
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 11:24
بی سبب نيست زمين سينه ی پرپر دارد به خدا چشم تو يک فاجعه در بر دارد با نسيم سحری شعله نکش می ترسم کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد گر چه از بودن با تو تن من می لرزد فکر تو خواب و خيالی ست که در سر دارد بوی خوش می وزد از سينه ی عطرآگينت دل من ميل به دروازه ی قمصر دارد يا به آتش بکش و يا به دلم راه بده ک...
جنگ یعنی چه ...
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 20:01
چگونه با تو بگويم كه جنگ يعني چه؟xa0جدال آينه با تخته سنگ يعني چه؟xa0سكوت، دين بزرگي به گردنم شده استxa0چگونه با تو نگويم تفنگ يعني چه؟xa0تمام بچگي تو تفنگ بازي بودxa0كسي نگفت به من"بنگ بنگ" يعني چه؟xa0و ما هنوز نفهميدهايم باوركنxa0كه فرق بين قشنگ و فشنگ يعني چه؟xa0مگر شراب بهشتي به من چه خواهد كردx...
مگر در سنگرت احرام پوشیدی ....
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 20:01
در حریم پاک سنگر نور پاشیدی دلاوربر هجوم زخم ها، مردانه خندیدی دلاورxa0با لبانی خشک و دستی پینه بسته پر صلابتxa0برق آتش بر سر هر خصم باریدی دلاورxa0از تبار کیستی؟ چون قله ی آتشفشانیxa0ذات ققنوسی که در آتش خرامیدی دلاورxa0بر سر و رویت نشسته خاک غربت خاک تربتxa0مگر در سنگرت احرام پوشیدی دلاورxa0کعبه ا...
صحنه جنگ...
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 20:01
خيابان، دوربين و آب و قرآن ... اولين برداشتكسي در صحنه خم شد، ساك خود را از زمين برداشتتريبونها پر از احساس، رفتن را هجي كردندتمام شهر را آوازxa0هاي آتشين برداشتبيا «اي لشكر صاحب xa0زمان آماده باش ...» اكنونوطنxa0 يا دين؟ براي هر دو بايد تيغ كين برداشتدر اينxa0جا صحنهxa0 دوم، غبار و خون و باروت استك...